شرح منظومه 362

متن تحقیق





تحقیق در ماهیت مثل افلاطونی

غرر فی تحقیق ماهیه المثل الافلاطونیه بعد الفراغ عن أنیّتها

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


بخش نخست: تبیین مفهوم مثل افلاطونی و جایگاه آن در حکمت متعالیه

پس از آنکه وجود مثل افلاطونی اثبات گردید، اکنون نوبت به بررسی ماهیت آن می‌رسد. همان‌گونه که در مراتب پرسش‌های فلسفی نخست می‌پرسیم آیا انسانی موجود است، سپس پس از اثبات وجودش، به چیستی ذات او می‌پردازیم، در اینجا نیز پس از فراغت از أنیّت مثل، به تحقیق در ماهیت آن می‌پردازیم.

نزد ما، مثل افلاطونی همان عقول متکافئه است؛ یعنی عقولی که در عرض یکدیگر قرار دارند و معلول عقول طولیه‌اند. این عقول عرضی، مدبّر مادون خویش‌اند و از این‌رو «مثل» نامیده شده‌اند؛ زیرا برای مادون خود امثله و مانندهایی هستند. هر آنچه در این عقول متکافئه موجود است، در مادون نیز هست، جز آنکه مادون مادی است و عقول متکافئه مجرد.

همچنین این عقول برای ما فوق خویش – یعنی عقول طولیه – مثالات و آیات‌اند؛ زیرا صور اسماء الهی و حکایات صفات او تعالی‌اند، یا امثالی برای اشراقات عقلی که در سلسله قواهر اعلی جریان دارد. چنان‌که دانسته شد، اشراق عقلی نفس را به مثل خود می‌رساند و آن را در مرتبه عقل قرار می‌دهد.

عقول متکافئه هم امثال مادون خویش‌اند (به اعتبار نزول و تجلی) و هم آیات و مثالات ما فوق خویش (به اعتبار صعود و اشراق). این دوگانگی، تجلی وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را در نظام وجودی به زیبایی نمایان می‌سازد.

نسبت این نظریه به افلاطون از آن روست که او و استادش سقراط در این رأی افراط ورزیدند – چنان‌که شیخ الرئیس در شفا نیز به آن اشاره کرده است – و برای هر نوع، فردی عقلی مجرد در عالم ابداع قائل شدند که زوال‌ناپذیر است و آن را علم حق تعالی نزد خود می‌دانستند.

اما نزد ما، این عالم مثل، صور قضایيه است؛ صوری ثابت و تغییرناپذیر که هر کمال موجود در طلسم طبیعی – اعم از افراد طبیعی هر نوع یا اشخاص منحصر در عالم طبیعت مانند افلاک و سماوات – از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد و عقل مدبّر آن کمالات را میان افراد توزیع می‌نماید.

جمع به نحو اعلی و تشتت به نحو ادنی

این عالم مثل از جهتی واحد، به نحو اعلی جمع است؛ همه کمالات را در وحدت و بساطت خویش دارد، در حالی که در عالم مادون به نحو تشتت، تعاقب و سیلان ظاهر می‌گردد.

سرّ این امر در آن است که وجود بسیط مشتمل بر جمیع وجودات مادون خویش است، بدون آنکه در وحدت و بساطتش خللی وارد آید. از این وجود بسیط، مفاهیم متخالف انتزاع می‌شود و جواز اخذ صفات لایتناهی از ذات احدی در همین نهفته است.

وجود بسیط چون نوری یکپارچه است که همه رنگ‌ها را در خود دارد، بی‌آنکه کثرت رنگ‌ها به وحدت نور آسیب رساند. این تمثیل، راز احاطه وحدت بر کثرت را در مراتب وجودی آشکار می‌سازد.

تمثیل نفس ناطقه و قوای آن

این معنا چون نفس ناطقه است که در مرتبه ذات خویش، قوای باطنه و ظاهره را به وحدت و بساطت در بر دارد. همه این قوا – از حس و خیال تا وجدان و عاطفه – در ذات واحد نفس موجودند، نه آنکه امری خارجی بر آن منضم گردد. از این‌رو می‌توان گفت نفس عاقل است، متخیل است، حساس است؛ همه این صفات بر یک ذات بسیط حمل می‌شود.

و نیز همه این قوا از نفس بر بدن فیضان می‌یابد. در نشأت طبیعی، قوای ظاهره و باطنه ده‌گانه‌اند. در نشأت مثالی نیز به همین تعداد‌اند، لیکن به سبب سعه عالم فوق، هر یک از آن ده قوه همه را در خود طوی می‌کند و بدین‌سان صدگانه می‌گردد. در نشأت عقلیه نیز همین صدگانه در هر یک از ده طوی می‌شود و هزارگانه می‌گردد؛ تا آنجا که مدرَک واحد – یعنی نفس در مرتبه ذات خویش – مشتمل بر همه قوای الفیه می‌شود و مفاهیم و اسماء آن به نحو اعلی از آن منتزع می‌گردد.

نفس و بدن؛ تمثیل مدبّر و مدبَر

چنان‌که نفس مدبّر و مکمل و محرک بدن است بدون آنکه خود متحرک باشد، و بدن به واسطه نفس باقی می‌ماند و با مفارقت نفس متلاشی می‌گردد، همچنین عالم مثال (رب النوع) برای عالم ناسوت (افراد طبیعی هر نوع) عنایت و تدبیر اکمالی دارد و آن را به حرکت می‌آورد، بی‌آنکه خود متحرک باشد.

جملة افراد هر نوع – چون حجر، شجر، نبات، انسان – همچون بدنی واحد برای رب النوع خویش‌اند.

تمثیل مخروط و رأس و قاعده

افراد ناسوتی برای نوع خویش (مثل افلاطونی) همچون قاعده مخروط‌اند؛ به اعتبار تشتت و تمدد و سیلان. و خود مثل چون نقطه رأس مخروط است؛ به اعتبار وحدت و بساطت. آن نقطه رأس، همه کمالات قاعده را به نحو وجدان و احاطه در خود دارد.

در تمثیل، نقطه سیاله خط مستقیم می‌کشد، خط مثلث قائم‌الزاویه می‌سازد، و مثلث با حرکت بر یکی از اضلاع و حفظ طرف دیگر به مرکز دایره، مخروط می‌گردد. لیکن در عالم مفارق، نه تجافی است و نه حرکت؛ اصل، مثل نورانی است و افراد ناسوتی فروع و اصنام آن.

مثل نورانی، اصل و کلی سعة‌دار است؛ نه کلی منطقی که امتناع صدق بر کثیرین دارد، بلکه کلی وجودی که احاطه بر جمیع افراد ناسوتی خویش دارد، چون فلکی محیط که همه را در بر می‌گیرد.

کلی سعه و حقیقت نوعیه

حقیقت نوعیه – چون انسانیت یا مائیة – نفس طبیعت محموله است بر مثال و بر افراد. از این‌رو رب النوع را کلی می‌گویند، نه به معنای کلی منطقی، بلکه به معنای سعه وجودی و احاطه بر افراد.

مثل افلاطونی حقیقتاً مثل افراد است؛ متفق با آنان در ماهیت و لوازم آن، بر پایه جواز آنکه برخی افراد یک حقیقت واحد مادی و برخی مجرد باشند – چنان‌که صدرالمتألهین قدس سره بر اساس حرکت جوهريه، اصالة الوجود و تشکیک آن فرمود.

این معنا با مثال مراحل جنینی (نطفه، علقه، مضغه) روشن می‌شود که ماهیتاً مختلف‌اند، لیکن وجوداً واحد و مشکّک.

شيخ اشراق نیز به مجرد شباهت بسنده نکرد؛ مقصود او تنزیه عالم مثال از خصایص ماده بود، نه صرف مثالیت ظاهری.

قاعده امکان الأشرف

همچنین تمسک به قاعده امکان الأشرف شد: وجود انواع نوریه مجرده (اشرف) از وجود اخس (مادی) لازم می‌آید. مشهور آن است که شرط اجرای قاعده، سنخیت نوعی میان اشرف و اخس است، لیکن صدرالمتألهین و شیخ اشراق به این شرط اعتنا نکردند؛ زیرا مناط وجود است نه ماهیت.

چنان‌که شیخ اشراق به وجود نور قاهر (عقل) بر وجود نور مدبّر (نفس و رب النوع) استدلال کرد، هرچند نفس و عقل نوعاً متخالف‌اند، لیکن اختلاف آنان به نقص و کمال است نه به ماهیت.

اختلاف مراتب وجودی، نه در ماهیت، بلکه در شدت و ضعف و کمال و نقص است؛ این قاعده، پایه تبیین نظام تشکیکی وجود در حکمت متعالیه گردید.

جمع‌بندی

مثل افلاطونی در حکمت متعالیه، نه صرف صورت مجردی جدا از عالم ماده، بلکه حقیقت نوریه و کلی سعه‌دار هر نوع است که افراد مادی فروع و مظاهر آن‌اند. این حقیقت، مدبّر و مکمل مادون خویش است و نظام وجودی را بر پایه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت استوار می‌سازد.


با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)