شرح منظومه 364

متن تحقیق





شرح منظومه – غرر در تأویلات مُثُل افلاطونی

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش: غرر فی ذکر تأویلات القوم للمثل الأفلاطونیة

فیلسوفان هر یک مُثُل افلاطونی را به گونه‌ای تأویل کرده‌اند، و هر کدام کوشیده‌اند تا آن را با نظام فکری خویش سازگار سازند. نخست باید دانست که اصل وجود مُثُل مجرد، امری است که هیچ فیلسوفی آن را انکار نکرده، بلکه تنها در تفسیر و تحریف آن اختلاف افتاده است. همه بر تجرد مُثُل اتفاق نظر دارند، لیکن در نام‌گذاری و طبقه‌بندی آن‌ها تفاوت دیدگاه وجود دارد. همگان قبول دارند که مدبّرات مجردی بر عالم مادی حاکم‌اند و این مدبّرات امر، بر جهان ماده سلطه دارند.

در ذکر تأویلات، همه آن‌ها را برنمی‌شماریم، بلکه تنها به برخی از مشهورترین آن‌ها اشاره می‌کنیم. این بحث از مباحث تاریخ فلسفه به شمار می‌رود.

تأویل معلم ثانی (فارابی)

برخی، و از جمله معلم ثانی – که معلم اول ارسطو و معلم ثانی فارابی است – هر دو از موحدان بزرگ به شمار می‌روند و به عالی‌ترین درجات توحید رسیده‌اند. افلاطون، سقراط و فارابی چهره‌های درخشانی در تاریخ اندیشه بوده‌اند که استقلال فکری داشته و موحد واقعی بودند.

فارابی در کتاب الجمع بین الرأیین و پیروانش، مُثُل را به صور مرتسمه در ذات باری تعالی تأویل کرده‌اند. مشائیان صور مرتسمه را علم خداوند می‌دانند که در ذات و علم حق قرار دارد.

افلاطون و سقراط و پیروانشان گفته‌اند: برای هر نوع، فرد مجردی ابدی و غیرزوال‌پذیر وجود دارد، و صورت علمیه الهی از هر نوع، مجرد و غیرمتغیر است. هنگامی که گفته‌اند مُثُل قائم به ذات خویش‌اند، فارابی آن را به قیام صور علمیه به ذات خداوند تأویل می‌کند، زیرا قیام به ذات باری، همان قیام به ذات خود مُثُل است؛ چرا که تمامیت هر چیز به خداوند بازمی‌گردد و علم اجمالی نورانی خداوند – که عین ذات اوست – کامل‌کننده علم تفصیلی (صور مرتسمه) است.

تأویل سید المحقق داماد (میرداماد)

گفته شده – و قائل آن مرحوم میرداماد است – که مُثُل همان عالم دهر است: یعنی صور افراد نوعی که در هیولی مادی‌اند، اما با اضافه به مبادی علیا (عقول، نفوس و ذات حق) مجرد می‌شوند. این نسبت، نه از حیث نسبت به نفس خود یا به یکدیگر (که کثرت ماده را پدید می‌آورد)، بلکه از حیث اضافه به مبادی نخستین است.

زمانیت‌ها و مکانیت‌های این صور در دهر بالفعل جمع‌اند، بدون تعاقب و سیلان زمانی و مکانی. همچون کسی که از بلندی همه حرکت را یکجا می‌بیند، در حالی که در افق زمان تنها لحظه حال دیده می‌شود. از این رو، شیء در دهر با هیولی اولى و ثانیه، مجتمع و مجرد از احکام ماده است؛ تعاقب و غیبت رفع شده و همه بالفعل حاضرند.

تأویل سوم: مُثُل همان عالم مثال معلق

گفته‌اند مُثُل همان عالم مثال معلق است که در برابر اشخاص مادی قرار دارد. لیکن افلاطونیان به هر دو مُثُل نوريه و معلقه قائل‌اند.

تأویل چهارم: شیخ الرئیس (ابن‌سینا)

ابن‌سینا مُثُل را به ماهیت مطلقه یا کلی طبیعی حمل کرده که در عقول و اذهان، مجرد از ماده و لواحق آن است، ابدی و محفوظ حتی با تعاقب افراد.

نقد و جمع‌بندی تأویلات

چون قائلان به مُثُل تصریح کرده‌اند که آن‌ها جواهر مجرده ابدیه‌اند، هیچ یک از این تأویلات با مراد ایشان سازگار نیست:

  • تأویل اول (فارابی): خلاف ظاهر است؛ اولویت با ارجاع صور مرتسمه به مُثُل است، نه برعکس.
  • تأویل دوم (میرداماد): تنها قاعده مخروط نور (کثرت در وحدت) را بیان کرده، اما رأس آن (وحدت در کثرت) را نادیده گرفته.
  • تأویل سوم: باطل است، زیرا افلاطونیان هر دو نوع مُثُل را قبول دارند.
  • تأویل چهارم (ابن‌سینا): خلاف ظاهر؛ ماهیت مطلقه اعتباری و ذهنی است، در حالی که مُثُل نوري شخصی، واقعی و مدبر عالم‌اند.

مُثُل افلاطونی موجودات مجرد شخصی عقلی‌اند که مدبر عالم ناسوت مادی‌اند: ابدی، ثابت، متشخص، واقعی؛ نه صور مرتسمه زوال‌پذیر، نه کلی ذهنی، نه صرف معلق، نه صرف نسبت به مبادی. اگر کسی آن را نپذیرد، رد کند، اما نباید تحریف نماید.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)