متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: روش حکیم سبزواری در ورود به طبیعیات و موضوع علم طبیعی
حکیم ملاهادی سبزواری – رضوان الله تعالی علیه – در منظومه حکمت خود، پس از بیان امور عامه و الهیات بالمعنی الاخص، به بحث جوهر و عرض که ادامه امور عامه است، پرداخته و سپس وارد مباحث طبیعیات میگردد.
علم طبیعی، که به بررسی موجودات مادی و جهان ماده میپردازد، دارای اقسام گوناگونی است؛ از جمله بحث از نباتات، حیوانات، انسان، نفس موجودات زنده، هیأت سماوی و مسائل مرتبط با جهان مادی و انسانی. این علم، جهان را به عنوان مجموعهای شامل علوم طبیعی و انسانی دربرمیگیرد.
حکیم سبزواری در آغاز طبیعیات میفرماید که بحث نخستین ما در حقیقت جسم است؛ زیرا موضوع علم طبیعی، جسم – اعم از ارضی یا سماوی – میباشد. همانگونه که موضوع علم طب، بدن انسان است و موضوع حکمت کلی، وجود بما هو وجود، موضوع علم طبیعی نیز جسم است و اقسام آن در ذیل آن قرار میگیرد.
اشکال وارد بر روش حکیم سبزواری
در اینجا اشکالی بر حکیم سبزواری وارد است و آن اینکه در هیچ علمی نباید از حقیقت و ماهیت موضوع خود علم بحث کرد؛ زیرا موضوع هر علم باید در علم دیگری بررسی شود و در خود علم، تنها به مسائل و عوارض ذاتی آن پرداخته میشود.
عالم طبیعی در پی بررسی مسائل و خواص جسم است، نه حقیقت جسم. از این رو، بحث از «حقیقت الجسم ما هو؟» استطرادی و خارج از چارچوب اصلی علم طبیعی به شمار میرود.
بخش دوم: اجزای سهگانه هر علم و تبیین موضوع، مبادی و مسائل
این بحث، ریشه در مباحث اصولی و فلسفی دارد که از حکمت به اصول فقه کشیده شده است. در کتب منطق، حاشیهها و به ویژه در اسفار اربعه جلد نخست، موضوع علم فلسفه بررسی میشود. پرسش بنیادین این است که آیا هر علمی موضوعی دارد؟ و بحث در علم از چیست؟
هر علم دارای سه رکن اساسی است:
- موضوع علم: آن چیزی که از عوارض ذاتی آن بحث میشود، نه خود آن.
- مبادی علم: مقدمات و ابزارهایی که با آنها مسائل اثبات میگردد.
- مسائل علم: مجهولات و مشکلاتی که هدف علم، حل و تنقیح آنهاست.
چنانکه در کفایه الاصول آمده: موضوع علم، آن است که در آن علم از عوارض ذاتیه آن بحث میشود.
مسائل علم، همان مجهولات پیشین هستند که پس از حل، معلوم میگردند؛ مانند پرسش از چیستی وجود، ماهیت، مبدأ عالم و مانند آن در حکمت.
مبادی نیز دو قسم است:
- مبادی تصوریه: تعاریف و تصورات، مانند کلیات خمسه که پایه ساخت تعاریفاند.
- مبادی تصدیقیه: مقدمات یقینی، مانند امتناع دور و تسلسل برای اثبات مبدأ واجب تعالی.
چرا موضوع علم در خود علم بحث نمیشود؟
زیرا هر علم از عوارض ذاتی موضوع خویش بحث میکند، نه از ماهیت و حقیقت آن. در طبیعیات، از خواص، شرایط و اوضاع جسم سخن میرود، نه از «جسم چیست؟».
موضوع هر علم یا بديهی است (مانند وجود در فلسفه) یا در علم اعلی (حکمت) اثبات میشود. حکیم، وجود یا عدم موضوعات علوم خاص را اثبات میکند و آن را به عالم آن رشته میسپارد.
تمثیل: حکیم وجود عدد را اثبات میکند و به ریاضیدان میسپارد تا عوارض آن را بررسی کند.
بخش سوم: تمایز عوارض ذاتی و عرضی – واسطه در ثبوت و عروض
در هر علم، تنها از عوارض ذاتی بحث میشود، نه عوارض عرضی. عوارض ذاتی، آنهایی هستند که با واسطه در ثبوتاند؛ یعنی واقعاً به معروض منتقل میشوند.
تمثیل واسطه در ثبوت: حرارت آتش به آب منتقل میشود و آب واقعاً گرم میگردد.
تمثیل واسطه در عروض: حرکت سفینه به جالس نسبت داده میشود، اما حرکت واقعی جالس نیست؛ مجاز است.
هلیه بسیطه (مانند وجود انسان) در علم اعلی بحث میشود؛ هلیه مرکبه (مانند ضاحک بودن انسان موجود) در علم خاص.
جمعبندی
بحث مقدماتی طبیعیات نشان میدهد که حقیقت جسم باید پیشفرض یا در حکمت متعالیه اثبات شود. عالم طبیعی، عوارض جسم را بررسی میکند و پایهها را از حکیم دریافت میدارد. این ساختار سهگانه علوم، انسجام معرفت بشری را تضمین میکند و هر علمی را در جایگاه خویش قرار میدهد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!