متن تحقیق
برگفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: مقدمهای بر مقصد چهارم در طبیعیات – فریدهٔ اول: حقیقت جسم طبیعی
موضوع علم و لزوم مفروغعنه بودن آن
اعلم أن موضوع کل علم بحسب الماهیه و الهلیه البسیطه لابد و أن یکون مفروغاً عنه فی ذلک العلم.
بدان که موضوع هر علم – از حیث ماهیت آن (یعنی چیستی و تعریف جنس و فصل) و از حیث هلیهٔ بسیطه (یعنی وجود بسیط و تحقق خارجی آن) – باید در آن علم مفروغعنه باشد؛ یعنی پیشتر روشن و مسلم گرفته شده باشد تا علم بتوانند بر آن استوار گردد و مسائل خود را بر پای آن بنا نهد.
اگر حکیم، وجود و تحقق موضوع را امضا نکند و آن را جزء موجودات نشمارد، هرگونه بحث و بررسی در آن باب باطل و بیثمر خواهد بود؛ همچون کسی که بحثی عريض و طویل دربارهٔ عنقا – آن پرندهٔ افسانهای که وجود خارجی ندارد – به راه اندازد. حکیم در چنین مواردی میگوید: این سخن، علم نیست، بلکه خیالبافی است.
این مطلب را میتوان به احکام شرع مقدس تشبیه کرد: هنگامی که شارع مقدس میفرماید حرّم الربا، ربا حرام است، دیگر جای قانونگذاری و بحث فقهی نیست؛ حکم قطعی و باطلکنندهٔ هر بحثی است. اما هنگامی که میفرماید أحلّ الله البیع، بیع حلال است، در اینجا مجال بحث و استنباط و تبیین شرایط و احکام فروع آن گشوده میشود. در علوم عقلی نیز همینگونه است: تا حکیم موضوع را نپذیرد و وجود آن را اثبات نکند، اصلاً مجالی برای بحث علمی پدید نمیآید.
نکتهٔ کلیدی
حکیم با امضای وجود موضوع، آن را به علوم جزئیتر میسپارد. مثلاً حکیم میگوید: «اندیشه حقیقت دارد»، سپس این موضوع را به منطقی میسپارد و او میآید و میگوید اندیشه بر دو قسم تصور و تصدیق است، اقسام آن چیست، قیاس چیست و چند قسم دارد و الی آخر. پس اثبات حقیقت موضوع از حکیم است و تفصیل و تبیین عوارض آن از علوم جزئی.
ریاست فلسفهٔ اولی بر موضوعات علوم
فلابد أن یکون بین الماهیه و الهلیه إما بديهیاً – کما فی موضوع الفلسفه – أو مبیناً فی علم أعلی، والمتکفل لبیان جمیع الموضوعات هو الفلسفه الأولی، ولها الریاسه المطلقه.
موضوع علم یا از حیث ماهیت و وجود، بدیهی است – همچون موضوع فلسفه که «موجود بما هو موجود» است و نیازی به اثبات ندارد – یا باید در علمی بالاتر روشن گردد. و علمی که متکفل تبیین و اثبات همهٔ موضوعات علوم است، فلسفهٔ اولی است و بر تمام علوم فلسفی ریاست مطلقه دارد.
فلسفهٔ اولی است که اعلام میکند فلان علم موضوع دارد یا ندارد؛ آیا تحقق خارجی دارد یا نه. اگر فلسفهٔ اولی وجود موضوعی را نپذیرد، آن علم از اساس بیموضوع و بیمعنا خواهد بود.
علت عدم بحث از موضوع در خود علم
وإنما لم یکن البحث عن موضوع العلم مطلوباً فیه لأنه یبحث فی العلم عن العوارض الذاتیه لموضوعه، والعلل القوامیه من مبادی النوع لا من لواحقه، والوجود لیس من عوارضه لأنه نفس کونه و تحققه.
دلیل آنکه بحث از خود موضوع علم در آن علم مطلوب نیست، این است که در هر علم از عوارض ذاتی موضوع بحث میشود، نه از خود موضوع یا اجزای آن. عوارض ذاتی، پس از تحقق موضوع پدیدار میگردند، در حالی که علل قوامیه – یعنی جنس و فصل – از مبادی نوعاند، نه از لواحق آن. مبادی، مقدم بر نوعاند؛ تا جنس و فصل نباشد، نوع تحقق نمییابد، و عوارض پس از تحقق نوع ظاهر میشوند.
همچنین وجود موضوع نیز عارض بر آن نیست؛ زیرا وجود، نفس تحقق و کون شیء است، نه چیزی که به آن انضمام یابد.
نکتهٔ کلیدی
اگر گفته شود وجود ذهنی شیء عارض بر آن است، پاسخ آن است که وجود ذهنی، ذاتی شیء نیست؛ زیرا قابل انفکاک است و اعم از موضوعات خاص است. وجودی که ذاتی شیء است، وجود تحققی و خارجی آن است، نه وجود مفهومی و ذهنی. بنابراین وجود ذهنی داخل در مباحث فلسفهٔ اولی است، نه در علوم جزئی.
مسائل هر علم، اثبات عوارض ذاتی برای موضوع است. این اثبات، متوقف بر ثبوت موضوع و اجزای آن است. اگر ثبوت موضوع یا اجزای آن خود یکی از مسائل علم باشد، دور لازم آید؛ زیرا برای اثبات مسائل نیاز به موضوع ثابت داریم، اما موضوع هنوز ثابت نشده است. پس موضوع باید پیشتر مسلم و محرز باشد تا بتوانیم عوارض ذاتی آن را بررسی کنیم.
تبیین عرض ذاتی و عرض غریب
عرض بر دو قسم است: عرض ذاتی و عرض غریب (عرضی).
اقسام عرض ذاتی
- عرضی که مستقیماً بر شیء عارض میشود، بدون واسطه؛ مانند قابلیت تعجب که بر انسان عارض است.
- عرضی که با واسطه بر شیء عارض میشود و آن واسطه خارج از حقیقت شیء است؛ مانند ضحک (خنده) که بر انسان عارض میشود، اما به واسطهٔ تعجب، و ضحک خارج از حقیقت انسان و مساوی با او نیست.
- عرضی که با واسطه بر شیء عارض میشود، اما واسطه داخل در حقیقت شیء و مساوی با آن است؛ مانند ادراک کلیات که بر انسان عارض است، اما به واسطهٔ ناطق بودن او، و ناطقیت داخل در حقیقت انسان است.
اقسام عرض غریب (عرضی)
- عرضی که به واسطهٔ چیزی مباین با معروض عارض میشود؛ مانند حرارت که بر آب عارض میگردد به واسطهٔ آتش، و آب و آتش با هم مبايناند.
- عرضی که به واسطهٔ چیزی عارض میشود که خود جسم است؛ مانند حرکت که بر سفیدی عارض میشود (زیرا سفیدی از عوارض جسم است).
- عرضی مانند خنده که بر حیوان عارض میشود به واسطهٔ تعجب (مطابق بیان جلد اول).
نکتهٔ کلیدی نهایی
عرض ذاتی، واسطه در ثبوت است؛ یعنی خواص لاینفک و ضروری شیء. عرض غریب، واسطه در عروض است؛ یعنی خواص اتفاقی و ممکنالانفکاک. در هر علم عقلی، تنها از عوارض ذاتی موضوع بحث میشود، زیرا مسائل علم در پی اثبات همین عوارضاند، و این اثبات، فرع بر ثبوت و تحقق پیشین موضوع است.
جمعبندی بخش
اکنون که این مقدمه روشن گردید، میتوان وارد بحث اصلی فریدهٔ اول شد: حقیقت جسم طبیعی. جسم طبیعی، موضوع علم طبیعیات است و وجود و ماهیت آن باید در فلسفهٔ اولی محرز شده باشد. ما در این علم، تنها عوارض ذاتی آن – همچون حرکت، مکان، زمان و تحولات – را بررسی میکنیم، نه خود حقیقت و اجزای آن را از نو اثبات مینماییم.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!