متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: حقیقت جسم بسيط نزد متکلمان و حکما
در آغاز بحث از حقیقت جسم در طبیعیات حکمت متعالیه، موضوع جسم طبیعی را جسم بسيط قرار دادیم تا همه اقوال را دربرگیرد. در جسم بسيط اختلاف نظرهایی وجود دارد که حقیقت آن چیست: آیا قابل تجزیه است یا نیست؟ اجزای آن بالقوه است یا بالفعل؟ تمام اجزا بالقوهاند یا برخی بالفعل و برخی بالقوه؟ این اجزا متناهیاند یا غیرمتناهی؟ اجزای جسم، جسماند یا غیرجسم (عرض، صورت، سطح، جوهر یا عرض)؟ این تقسیمات و آراء گوناگون درباره حقیقت جسم مطرح شده است.
در این بخش، اقوال را بیان میکنیم، قول خود را اظهار داشته و اقوال دیگر را نقد مینماییم تا حقیقت جسم نزد حکما و دیگران روشن گردد.
قول نخست: دیدگاه متکلمان در تعریف جسم بسيط
جسم بسيط – که از طبایع متفق ترکیب یافته، در مقابل جسم مرکب که از طبایع مختلفه چون بدن انسان است – نزد متکلمان دارای اجزایی است که متناهیاند، شمارشپذیر و به پایان میرسند، و قابل هیچ نوع تقسیم نیستند.
|
نکته کلیدی: جسم نزد متکلمان جسم بسيط التئامیافته از ذات اوضاعی است که قابل اشاره حسیاند، اما لا تنقسم؛ یعنی اجزای گسیختهای که به هم مماس و متجانس شدهاند، نه متصل به صورت واحد. |
تمثیل این دیدگاه همچون مشتی آرد است که دانهدانه فشرده شده؛ زیر دستگاه شمارش میشود، متناهی است، و با قیچی یا چاقو پاره نمیشود، بلکه جدا جدا میگردد، زیرا مفاصل دارد. همچنین همچون دانههای خرما در ظرف که به هم چسبیدهاند، اما با حرکت از هم جدا میشوند، نه پاره.
سنگ، درخت و گیاه نیز همینگونهاند: فشار بیشتر باعث چسبندگی ظاهری شده، اما در واقع از مفاصل نامرئی جدا میگردند، نه شکسته. هیچ صورت بسيط کمّی متصل واحدی ندارند؛ همچون زنجیری که دانههایش از هم باز میشود.
چرخ دوچرخه یا ماشین نیز نمونهای است: مرکز کوچک و محیط بزرگ با هم میچرخند بدون عقب یا جلو افتادن، گویی پدر پهلوان و طفل دوساله که با هم میدوند – معجزه پروردگار در هماهنگی اجزای گسیخته.
نقد حکما بر دیدگاه متکلمان
حکما میگویند: جسم دارای اجزاست، اما قابل تقسیم؛ زیرا صورت واحد متصل دارد، شکسته و قطعه میشود. دانههای آرد خود جسم متصلاند و قابل نصف کردن. تقسیمات لایتناهی بالقوه است، هرچند بالفعل متناهی (مانند نیم متر).
|
مقایسه دیدگاهها متکلمان: اجزا متناهی بالفعل، غیرقابل تقسیم. |
توضیح مفهوم وضع و انواع تقسیم
جسم قابل وضع است. وضع سه معنا دارد:
- قابل اشاره حسی (مراد اینجا، همچون نقطه).
- جزء مقوله: نسبت اجزای شیء به یکدیگر.
- تمام مقوله: نسبت اجزا به شیء و شیء به خارج.
مراد در اینجا معنای نخست است: اجزای قابل اشاره حسی، اما غیرقابل تقسیم.
انواع تقسیم:
- تقسیم فکی (خارجی): سه قسم – بدون خرق (چون فلک)، قطع (سخت چون سنگ)، کسر (نرم چون میوه یا کوزه گلین).
- تقسیم وهمی: دو قسم – به سبب حامل (چون سفیدی با تقسیم جسم)، بدون حامل (چون ابلق یا مماسه).
- تقسیم عقلی/فرضی: عقل تقسیم میکند حتی در ریزترین ذرات.
متکلمان همه این تقسیمات را نفی میکنند؛ جسم همچون ده خرما که فشرده یا باز، همچنان ده تاست.
نتیجهگیری بخش
دیدگاه متکلمان جسم را مجموعهای گسیخته از اجزای غیرقابل تقسیم میداند که هماهنگیشان معجزه الهی است، در حالی که حکما بر اتصال و قابلیت تقسیم لایتناهی بالقوه تأکید دارند. این بحث مقدمهای برای اقوال بعدی و دیدگاه متجددان است.
جمعبندی نهایی
این بخش از شرح منظومه، بنیان بحث جسم در طبیعیات را نهاده و تفاوت بنیادین میان کلام و حکمت را در درک ماده و صورت آشکار ساخت. بررسی دقیق این اقوال، راه را برای فهم عمیقتر حقیقت وجود مادی هموار میکند.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!