متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش پنجم: حقیقت جسم طبیعی و اختلاف در بساطت یا ترکیب آن از هیولی و صورت
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه بخش
در این بخش از شرح منظومه، بحث از طبیعت و به ویژه حقیقت جسم طبیعی ادامه مییابد. پس از بررسی اتصال جسم و قابلیت تجزیه لایتناهی آن، اکنون به مسئلهای بنیادینتر پرداخته میشود: آیا جسم طبیعی بسیط است یا مرکب از دو اصل متغایر یعنی هیولی و صورت؟ این بحث، مرز میان مکاتب گوناگون حکمی را روشن میسازد و زمینهساز فهم دقیقتر جواهر پنجگانه در نظام مشائی است.
ابیات منظومه و شرح آن
حکیم سبزواری در این ابیات میفرماید:
و القوم قالوا لا وقوف عند حد ** و بعض ذات فالبواقى اعتقد
بساطة وحد لدى مشائهم ** من صورة و من هيولا ملتئم
ان الهيولا العم اعنى ما حمل ** قوة شى ثبتت كل الملل
تمایز بحث کنونی از بحث پیشین
بحث امروز از بحث دیروز متمایز است؛ بحث پیشین به پایان رسیده و آن، بررسی جسم طبیعی به عنوان جسمی بود که قابلیت تجزیه لایتناهی بالقوه و بالفعل دارد. حکما بر این رأیاند که جسم طبیعی قابل تقسیم به لایتناهی است، نه متناهی و نه غیرمتناهی به معنای متکلمان. اکنون مسئله این است که آیا این جسم – که جوهر متصل و قابل تجزیه لایتناهی است – بسیط است یا مرکب؟
حکما جسم را جوهر متصل میدانند که تجزیه لایتناهی را میپذیرد، اما آیا این اتصال حقیقی است یا ظاهری؟ دموکریتوس معتقد بود که جسم اساساً متصل نیست، بلکه از ذرات صلب غیرقابل تقسیم (اتمها) تشکیل شده است؛ مانند مشتی آرد که به هم فشرده شود و جسم پدید آید. ظاهراً اجسام متصل به نظر میرسند – شیشه، بلور، خشت، گل – اما در باطن، اتصال واقعی ممکن است وجود نداشته باشد. علم طبیعی امروز نیز همین را نشان میدهد: جسم در ظاهر متصل، اما در حقیقت شاید مجموعهای از ذرات باشد.
با این حال، حتی اگر جسم متصل نباشد، براهین فلسفی در این باب متأثر نمیشود؛ زیرا این مسئله به علم طبیعی (تجربی) مربوط است، نه به فلسفه محض. علم طبیعی ممکن است دگرگون شود، اما براهین عقلی فلسفی پابرجاست.
مسئله اصلی: بساطت یا ترکیب جسم
جسم طبیعی – به معنای همه اجسام موجود – آیا بسیط است یا مرکب از هیولی و صورت؟ اگر جسم را مرکب از هیولی (قوه) و صورت (جسمیت) بدانیم، این رأی مشائین است. اگر جسم را بسیط و دارای قوه بالذات بپنداریم، این قول افلاطون و رواقیون است.
نکته کلیدی: همه حکما و حتی عوام منکر وجود هیولی به معنای قابلیت و استعداد نیستند؛ زیرا این امر واقعیتی تجربی است: نطفه به انسان تبدیل میشود نه به درخت، و دانه گندم به گندم میرسد نه به آهن. «کما تزرع تحصد» – هر چه بکاری، همان دروی.
تمیز مفاهیم چهارگانه بنیادین
پیش از ورود به اختلاف اقوال، لازم است چهار مفهوم اساسی روشن گردد:
- صورت جسمیه: آن جنبهای که جسم را قابل ابعاد سهگانه میسازد، بدون لحاظ نوع خاص؛ مشترک میان همه اجسام اعم از انسان، گندم یا سنگ.
- صورت نوعیه: آن که جسم را به نوع خاصی (انسانی، گندمی، معدنی) مشخص میکند.
- هیولی اولی: قوه محض و مادهالمواد، بدون هیچ صورت – حتی صورت جسمیه. این هیولی قابل رؤیت نیست؛ زیرا رؤیت با صورت است. تحقق آن به تحقق افراد است، اما رؤیتش ممکن نیست.
- هیولی ثانیه: مادهای که با صورت جسمیه همراه است و قابلیت پذیرش صور نوعیه مختلف دارد؛ مانند ماده موجود در گندم یا نطفه که میتواند به حیوان یا گیاه تبدیل شود.
هیولی اولی همچون عروس زشتی است که هرگز خود را عریان نشان نمیدهد؛ هرگاه پردهای کنار رود، پردهای دیگر پیش صورتش قرار میگیرد. خاک در انسان، حیوان، درخت و سنگ یکسان است، اما بدون صورت دیده نمیشود؛ با صورت است که انسان، کرم، سبزی یا سنگ میگردد.
نکته ممتاز: هیولی اولی مادهالمواد است، خارجی و متحقق، اما رؤیتش تنها با صورت ممکن است. هنگامی که با صورت جسمیه همراه شود، هیولی ثانیه نامیده میشود.
اختلاف اقوال در ماهیت هیولی و جسم
هیچکس وجود هیولی (قابلیت) را انکار نمیکند، اختلاف تنها در ماهیت آن است: آیا هیولی عین صورت جسمیه است یا مغایر با آن؟
| قول | توضیح | نمایندگان | نتیجه برای جسم |
|---|---|---|---|
| بساطت جسم | هیولی عین جسم است؛ از حیث ذات جسم، از حیث قبول صور نوعیه هیولی نامیده میشود. | رواقیون، افلاطون، اشراقیون | جسم بسیط و واحد |
| ترکیب جسم | هیولی و صورت جسمیه دو جوهر متغایرند؛ مجموع آن دو جسم را پدید میآورد. | مشائین (ارسطو، ابنسینا) | جسم مرکب از هیولی و صورت |
| هیولی کثیر و جسمانی | هیولی ذرات کثیر صلب است. | دموکریتوس | جسم ظاهراً متصل، واقعاً منفصل |
| هیولی کثیر و غیرجسمانی | هیولی کثیر اما غیرجسم است. | برخی متکلمین | جسم از اجزاء ترکیبشده |
در همه این اقوال، هیولی جوهر است نه عرض؛ زیرا اگر عرض باشد، تسلسل لازم آید و این قول سخيف است.
دلیل عقلی بر وجود هیولی و ثبوت قابلیت
هنگامی که گفته میشود نطفه به حیوان، بیضه به جوجه، و بذر به گیاه تبدیل شد، سه احتمال وجود دارد:
- نطفه باقی است و همزمان حیوان است → باطل؛ زیرا دو صورت متضاد بر یک ماده نمیآید.
- نطفه بالکل باطل شد و حیوان جدیدی بدون ارتباط پدید آمد → باطل؛ زیرا تبدیل صادق نیست.
- جوهر (ماده) باقی ماند، صورت نطفه خلع شد و صورت حیوانی اکتساب گردید → صحیح.
این دلیل نشان میدهد که ماده قابلیت پذیرش صور مختلف دارد، اما دو صورت همزمان بر آن متحد نمیشوند.
کشف مهم: ماده با هر صورت به تنهایی همراه است، اما صور با یکدیگر همراه نیستند؛ همواره یک صورت بر ماده عارض است.
جمعبندی بخش
در این بخش روشن شد که جسم طبیعی در ظاهر متصل و قابل تجزیه لایتناهی است، اما اختلاف اصلی در بساطت یا ترکیب آن از هیولی و صورت است. همه بر وجود قابلیت (هیولی) اتفاق دارند، اما در ماهیت آن اختلاف است: آیا هیولی عین جسم است یا جوهر ابسط از آن؟ بحث بعدی به بررسی ادله هر قول خواهد پرداخت تا مشخص شود آیا جسم تابع رأی افلاطون و رواقیون بسیط است یا تابع ارسطو و مشائین مرکب.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!