متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: بررسی حقیقت جسم طبیعی و اثبات وجود هیولی به روش مشائین
مقدمه
در کاوشهای فلسفی پیرامون طبیعیات، پس از تعریف جسم و پیگیری حقیقت آن، به این پرسش بنیادین میرسیم که آیا حقیقت جسم بسیط است یا مرکب از ماده و صورت؟ این بحث، همچون شاخهای پربار از درخت حکمت، ریشه در آرای فیلسوفان پیشین دارد و مشائین را در برابر افلاطون و پیروان او قرار میدهد. مشائین بر آناند که جسم طبیعی مرکب از هیولی (ماده اولی) و صورت جسمیه است؛ هیولی همچون بستری قابل که صورت را میپذیرد و با پیوند آنها، جسم پدیدار میگردد.
افلاطون و رواقیون و اشراقیون جسم را بسیط میدانند، اما بسیط دو حیثی: از حیث ذات، جسم نامیده میشود و از حیث قابلیت پذیرش، هیولی. در این دیدگاه، مادهای مستقل در جسم وجود ندارد. در مقابل، مشائین با ادلهای استوار، وجود هیولی را اثبات میکنند و جسم را مرکب میشمارند.
ادله مشائین بر وجود هیولی
مشائین برای اثبات مدعای خویش، مسالک متعددی برگزیدهاند. حکیم ملاهادی سبزواری در منظومه خویش، دو دلیل برجسته را برمیگزیند:
|
نکته کلیدی: دو دلیل اصلی مشائین عبارتاند از: دلیل فصل و وصل، و دلیل قوه و فعل. دلیل قوه و فعل را احق میشمارد، زیرا مستقیمتر بر ترکیب جسم از ماده و صورت دلالت دارد. |
این دو دلیل، همچون دو ستون استوار، بنای اثبات هیولی را برمیافرازند. دلیل فصل و وصل ناطق است و دلیل قوه و فعل نیز به همین سان. قول مشائین، قول احق است، هرچند دیگران نیز ادلهای دارند، اما این قول ظاهرتر و محکمتر مینماید.
مقدمات دلیل فصل و وصل
پیش از ورود به دلیل نخست (فصل و وصل)، مقدماتی چند لازم است تا زمینۀ استدلال فراهم آید. این مقدمات خود از مسائل مهم علم طبیعی به شمار میروند.
مقدمه اول: انواع اتصال
اتصال بر چند قسم است؟ این پرسش، کلید فهم دلیل فصل و وصل است. اتصال، همچون پلی که اجزا را به هم پیوند میدهد، اقسامی دارد که شناخت آنها ضروری است.
|
تقسیم اصلی اتصال: |
جزئیات اتصال اضافی
اتصال اضافی خود سه قسم دارد:
- اتصال عرضی: حرکت یکی، دیگری را به حرکت درنمیآورد. مثال: دو ورق کتاب که به هم دوخته یا چسبانده شدهاند؛ حرکت یکی، دیگری را نمیجنباند.
- اتصال طولی: حرکت یکی، دیگری را به حرکت درمیآورد. مثال: دانههای زنجیر یا تسبیح؛ تکان یکی، همه را متأثر میسازد، هرچند نهایاتشان متحد نیست. همچنین اتصال گوشتها به واسطه رگها و رباطها به استخوانها.
- اتصال طولی و عرضی هر دو: مثال: دو ضلع یک زاویه. این دو ضلع هم در طول مشترکاند (حرکت یکی دیگری را میجنباند) و هم در عرض (تشکیل سطح میدهند). خط به تنهایی طول دارد، اما وقتی دو خط به هم متصل شوند و زاویه تشکیل دهند، ضلع نامیده میشوند و سطح پدید میآید؛ لذا اتصالشان هم طولی است و هم عرضی.
جزئیات اتصال نفسی
اتصال نفسی نیز دو قسم است:
- اتصال غیری: اتصال به واسطه چیز دیگری است، نه ذاتی خود شیء. مثال: هیولی یا کیفیت (مانند بیاض/سفیدی). هیولی من حیث هیولی تقسیم نمیپذیرد، اما به تبع جسم تقسیم میشود؛ لذا اتصال و انفصالش غیری است.
- اتصال ذاتی: اتصال واقعی در ذات شیء. این نیز دو قسم دارد:
- ذاتی کمی: تقسیم در کم و مقدار. مثال: جسم تعلیمی (ریاضی)؛ میتوان اجزای مشترک در حدود فرض کرد، بدون مفصل واقعی.
- ذاتی جوهري: تقسیم در ذات جوهر. مثال: جسم طبیعی؛ تقسیم واقعی جوهر رخ میدهد.
|
نکته ممتاز: اتصال کمی همواره تابع اتصال جوهري است؛ زیرا اگر جسم طبیعی (جوهري) تقسیم شود، کم آن نیز تقسیم میگردد، اما برعکس لازم نیست. جسم تعلیمی (کمی) میتواند بدون جسم طبیعی فرض شود، اما جسم طبیعی بدون کم ممکن نیست. |
همچنین، اتصال ذاتی جوهري بر صورت جسمیه جوهريه اطلاق میشود؛ وقتی صورت جسمیه تقسیم جوهري پذیرد، تقسیم کمی نیز عارض آن میگردد.
نتیجهگیری این بخش
شناخت انواع اتصال، همچون چراغی فرا راه استدلال فصل و وصل است. جسم طبیعی دارای اتصال و انفصال ذاتی جوهري است؛ این ویژگی نمیتواند در جسمی بسیط تحقق یابد، بلکه نیازمند هیولی – به عنوان پذیرندۀ تقسیم و تغییر – است. این مقدمه، زمینۀ ورود به دلیل اصلی را فراهم میآورد و نشان میدهد که چرا مشائین جسم را مرکب از هیولی و صورت میدانند.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!