متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: تقسیمبندی اتصال و انفصال در راستای اثبات هیولی
مقدمه: ضرورت تقسیم اتصال برای دلیل فصل و وصل
در بیان تعریف نخست از طبیعت، برای اثبات هیولی و ماده، دو دلیل اقامه میشود: یکی دلیل فصل و وصل، و دیگری قوه و فعل. دلیل فصل و وصل پیش از بیان، نیازمند مقدماتی است. مقدمه نخست، تقسیم اتصال است که به دو قسم کلی تقسیم میگردد: اتصال قیاسی و اتصال نفسی.
اتصال قیاسی خود سه قسم دارد: طولی، عرضی، و طولی-عرضی. اتصال نفسی نیز دو قسم است: ذاتی و غیرذاتی. اتصال نفسی غیرذاتی، مانند وقتی است که آب را در دو ظرف بریزیم و بگوییم دو آب شد؛ یعنی صورت جسمیه دو تا گردید، در حالی که هیولی یکی باقی ماند و به تبع صورت، دوتایی را پذیرفت. هیولی در ذات خود نه یکی است و نه دو تا؛ چه دو تا باشد آب است و چه یکی، آب است. صورت است که دو تا یا یکی میشود. مثلاً یک من آب، وقتی دو ظرف شود، هر کدام نیم من میگردد، اما آب بودن آن ثابت است و آبتر یا کمتر ندارد.
اتصال نفسی ذاتی: تقسیم به عرضی و جوهري
اتصال نفسی ذاتی خود دو قسم میشود: ذاتی عرضی (کمی) و ذاتی جوهري. ذاتی عرضی، مانند وقتی است که جسمی را دو نیم کنیم و بگوییم از یک متر، نیم متر شد؛ یعنی سطح جسم اندازهگیری میشود. اتصال و انفصال کمی، همان اتصال و انفصال در جسم است که جسم امری متصل دانسته شده. وقتی جسم را دو تا کنیم، دو جوهر جسمانی پدید میآید که این انفصال و اتصال جوهري و ذاتی نفسی است.
|
نکته کلیدی: اتصال ذاتی دو قسم است: جوهري (صورت جسمیه) و عرضی (کمی). اتصال جوهري علت اتصال عرضی است، نه برعکس. |
بنابراین، اتصال ذاتی نفسی به ذاتی و غیرذاتی تقسیم شد، و ذاتی به کمی و جوهري.
دو اتصال در جسم: جوهري و عرضی
در اتصال ذاتی، دو قسم جوهري و عرضی وجود دارد. اتصال جوهري یعنی چه؟ اتصال عرضی یعنی چه؟ کدام علت و کدام معلول است؟ جسم متصل بسیط است و دو اتصال دارد: یکی عرضی کمی (اندازهگیری سطح، مانند نیم متر یا یک متر بودن، بدون توجه به باطن، صورت جسمیه یا نوعیه)، که همان جسم تعلیمی است (قابل متر و اندازهگیری). دیگری اتصال نفسی در ذات جسم، که جسم ذاتاً متصل است، نه از حیث کم، بلکه از حیث جوهر.
وقتی گفته میشود نیم متر جسم است، نیم متر اتصال کمی است و «جسم بودن» اتصال جوهري. مثلاً آجر بیست سانتی: بیست سانت اتصال کمی، آجر بودن اتصال جوهري. بنابراین، در جسم دو اتصال است: جوهري (صورت جسمیه، جسم طبیعی: قابل ابعاد ثلاثه) و عرضی (کم، صورت تعلیمیه).
مثال موم و اشکال گوناگون
حکما برای اثبات دوگانگی مثال میزنند: یک سیر موم را به اشکال مربع، مستطیل، مثلث، مدور، مکعب و غیره درمیآوریم. جسم ثابت یک سیر موم است (اتصال جوهري)، اما اشکال گوناگون (اتصال عرضی). یک سیر در همه حالات ثابت است، اما اشکال با هم یکی نیستند. آنچه یکی است، یک سیر موم است (جوهري)، و مربع بودن یا مستطیل بودن، جسم تعلیمی است.
|
نکته ممتاز: در خارج، دو اتصال نیست؛ یک امتداد واحد است که از دو اعتبار متفاوت لحاظ میشود: اطلاق (جسم طبیعی) و تعین (جسم تعلیمی). |
در خارج، اتصالها یکی بیش نیستند؛ مستطیل و مربع در خارج یکیاند، اما دو ظاهر متفاوت دارند. ماده یکی است و دو صورت پذیرفته: صورت موم (جسمیه) و صورت کمی (مربع، مثلث و غیره).
رابطه علیت بین اتصال جوهري و عرضی
کدام مقدم بر کدام است؟ آیا اتصال کمی سبب اتصال جوهري است یا برعکس؟ واسط در عروض نیست (مانند هیولی که بالعرض دو تا میشود). اما واسط در ثبوت ممکن است (مانند گرمی آتش که آب را گرم میکند).
برخی گفتند تقسیم کمی علت تقسیم جوهري است، اما این نادرست است؛ زیرا اگر تقسیم جوهري معلول کمی باشد، جسم ذاتاً تقسیمپذیر نیست، در حالی که اتصال حقیقی در جسم موجود است. بنابراین، تقسیم جوهري علت تقسیم کمی است؛ جسم ذاتاً متصل است، لذا کمش نیز متصل، و ذاتاً منفصل شود، کمش منفصل.
فرق جسم طبیعی و تعلیمی: اطلاق و تعین
فرق جسم تعلیمی و طبیعی به اطلاق و تعین است. «این آجر» اتصال اطلاقی (جوهري، طبیعی)، «بیست سانت» اتصال متعین (کمی، تعلیمی). اتصال در صورت جسمیه ثابت در حد ذاتها، و مقدم بر اتصال جسم تعلیمی (که بالعرض است).
اطلاق متصل بر صورت جسمیه معلول جسم تعلیمی نیست، بلکه ذاتی است. برخی متأخرین (مانند صاحب محاکمات) گفتند اتصال صورت به تبع کم است، اما این فاسد است؛ زیرا اتصال حقیقی فصل کم نیست، و کم واسطه در ثبوت برای اتصال جوهري نیست.
نتیجهگیری بخش اول
تحقیق آن است که اتصال جسم تعلیمی تابع اتصال جوهر صوری است، نه برعکس. فرق جسم طبیعی و تعلیمی به اطلاق و تعین است: اطلاق امتداد (طبیعی)، تعین مقدار (تعلیمی). مثال آجر یا پا (دراز و جمع، یک پا اما دو هیئت).
بخش دوم: اقوال در معنای جسم تعلیمی
اقوال نقلشده از صدرالمتألهین
در جسم تعلیمی چهار قول نقل شده:
- کم متصل دارای ابعاد ثلاثه، با اتصال غیر از اتصال جوهر ممتد؛ پس دو متصل در جسم (ذاتی جوهر و عرضی عرض)، اما متحدان در وضع (اشاره حسی یکی). این قول سخيف است.
- کم متصل بالذات، و صورت جسمیه متصل بالعرض (به تبع کم)؛ رأی اکثر متأخرین، اما مردود؛ زیرا اگر اتصال طبیعی بالعرض باشد، ذاتاً متصل نیست، در حالی که اتصال مانند وحدت برای صورت است.
- مجموع هیئت طول، عرض و عمق؛ مردود، زیرا در کره ابعاد ثلاثه بالفعل نیست، اما جسم تعلیمی هست.
- اتصال واحد، بالذات منسوب به صورت جسمیه و بالعرض به مقدار تعلیمی؛ این صحیح است، با دو تفسیر: یکی جوهر عین عرض (باطل)، دیگری صورت جوهريه مأخوذه مع تعین (اتصال واحد مشتمل بر صورت جسمیه).
تحقیق محققین
در جسم ممتد واحد است. لحاظ اطلاق: صورت جسمیه و جوهر (طبیعی). لحاظ تعین مقدار (محسوس یا مطلق): تعلیمی. اتصال جوهري علت عرضی است.
|
جمعبندی نهایی: جسم طبیعی امتداد مطلق جوهري است، جسم تعلیمی امتداد متعین عرضی؛ یک حقیقت با دو اعتبار، و جوهر مقدم بر عرض. |
نتیجهگیری بخش دوم و کتاب
این تبیین، پایهای استوار برای فهم هیولی و صورت در فلسفه طبیعت فراهم میآورد، و نشان میدهد که حقیقت جسم بسیط است، اما از اعتبارات گوناگون، معانی متعدد مییابد؛ گویی دریایی واحد که امواجش اشکال متنوع پدید میآورد.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!