متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نهم: اثبات ماده اولی (هیولی) از طریق برهان فصل و وصل و فعل و قوه
مقدمه: تمهید اصول چهارگانه و جایگاه هیولی در هستیشناسی
پس از بیان چهار اصل بنیادین – که نخست به اتصال حقیقی و مجازی و اقسام آن پرداخت، سپس اتصال مساوی با وجود را بررسی کرد، و در نهایت به هیولی اولی و ثانوی رسید – اکنون به اثبات وجود هیولی اولی میپردازیم. هیولی اولی، که همراه با ذیالقوه است، در مرز وجود و عدم قرار دارد؛ نه میتوان آن را به طور کامل موجود انگاشت و به آن اشاره کرد، و نه میتوان آن را مطلقاً معدوم دانست و انکار نمود. از این رو، هیولی اولی ضعیفترین مرتبه وجودی است که در عالم هستی میتواند تحقق یابد، در مقابل حضرت حق تعالی که قویترین و قدیمترین وجود است. میان این دو، تقابلی در ضعف و قوت برقرار است؛ زیرا هیچ وجودی از حضرت حق قویتر نیست و هیچ وجودی از هیولی اولی ضعیفتر نمیباشد. هیولی اولی، مرزی با عدم دارد و مرزی با وجود؛ هنوز صورت نپذیرفته، اما هنگامی که صورت ثانوی گیرد، به هیولی ثانوی تبدیل میشود که همان ماده عنصری است – مانند ماده گندم، آهن، آب یا فرش – که همه اجسام طبیعی از آن ترکیب یافتهاند.
اصل چهارم بر وحدت ابهامی ماهیت استوار است؛ ماهیت، هرچند وحدت شخصی دارد، اما این وحدت، ابهامی است که در همه جا پراکنده است و نمیتوان بر آن انگشت نهاد. ماهیت و هیولی اولی را میتوان به عروسی تشبیه کرد که چهره خود را پنهان میسازد؛ هرگاه دستی را کنار زند، دست دیگر را پیش میکشد، زیرا از شدت ضعف و بیصورتی، حاضر به آشکار شدن نیست، اما انکارش نیز ممکن نمیباشد.
|
نکته کلیدی: هیولی اولی همچون عروس پنهان، از شدت ضعف وجودی، چهره خود را مکتوم میدارد، اما وجودش از طریق براهین عقلی انکارناپذیر است. |
زیربخش نخست: برهان فصل و وصل بر وجود هیولی
اتصال، انفصال را نمیپذیرد و انفصال نیز اتصال را برنمیتابد، زیرا شیء ضد خود را قبول نمیکند. با این حال، در عالم شهود میبینیم که آب هم متصل میشود و هم منفصل؛ هم واحد است و هم کثیر. اگر اتصال را پذیرنده انفصال بدانیم، تناقض پدید میآید، زیرا واحد نمیتواند کثیر را بپذیرد و بالعکس. بنابراین، جسم چیزی ورای اتصال ذاتی دارد که هر دو حالت را میپذیرد؛ آن چیز، هیولی است که با واحد، واحد است و با کثیر، کثیر؛ با این، این است و با آن، آن.
تمثیل موم در این مقام روشنگر است: موم است که مربع میشود، سپس مستطیل یا مثلث؛ مربع، مستطیل را نمیپذیرد و مستطیل، مربع را، اما موم همه صورتها را بالعرض میپذیرد، هرچند در یک زمان، دو صورت متضاد را نه، بلکه به ترتب.
|
نکته کلیدی: جسم نه از حیث صورت اتصالیه خود اتصال و انفصال را میپذیرد، بلکه از حیث هیولی؛ هیولی پذیرنده همه تغییرات است، همچون موم که اشکال گوناگون را بالعرض میگیرد. |
هیولی دیده نمیشود، زیرا جوهر است و رؤیت به عرض راه دارد. جوهرشناسی کار عقل است، نه حس. از این رو، هیولی را از طریق برهان فصل و وصل اثبات میکنیم، نه رؤیت مستقیم؛ همانگونه که وجود حضرت حق را با برهان امکان و وجوب اثبات مینماییم.
زیربخش دوم: برهان فعل و قوه بر وجود هیولی
آب فعلیتی دارد، اما میتواند بخار شود؛ گندم، نطفه یا خوشه. این قابلیت، قوه است که ورای فعلیت قرار دارد. اگر جسم صرفاً فعلیت بود، قوهای نمیداشت؛ اما شهود نشان میدهد که قوهای در پس فعلیت نهفته است. فعل و قوه معاندند – فعل وجود محض و قوه عدم ملکه – بنابراین جسم دو حیثیت دارد: حیثیت فعلیت (صورت جسمیه) و حیثیت قوه (هیولی).
|
نکته کلیدی: جسم مركب از فعلیت و قوه است؛ فعلیت آن صورت جسمیه و قوه آن هیولی، که ترکیبشان جسم طبیعی را پدید میآورد. |
نتیجهگیری بخش: ترکیب جسم از هیولی و صورت، و رد دیدگاههای افراطی
با این دو برهان، جسم نه هیولی خالی است و نه صورت تنها، بلکه ترکیب از هر دو. این دیدگاه مشائین است که اتصال را جزء جسم میداند، نه تمام آن (رد افلاطون) و نه خارج از آن (رد شیخ اشراق). هیولی قابله است، زیرا همه صورتها را میپذیرد و تشخص بالذات دارد، هرچند تشخصات بالعرضش متغیر است.
جمعبندی نهایی: اهمیت هیولی در نظام هستیشناختی حکمت متعالیه
هیولی اولی، پایه تغییرات جسمانی است و ضعیفترین مرتبه وجود را نمایان میسازد. اثبات آن، پلی میان وجود و عدم است و نشان میدهد که عالم طبیعت مركب از قوه و فعل، ماده و صورت است. این بحث، بنیاد فهم حرکت جوهری و تحولات عالم ماده را استوار میسازد.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!