شرح منظومه 401

متن تحقیق





شرح منظومه حکیم ملاهادی سبزواری – بخش طبیعت: اثبات تناهی ابعاد و بطلان جزء لایتجزی

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش دوازدهم: طبیعت – اثبات تناهی ابعاد جسم و ابطال نظریه جزء لایتجزی

مقدمه بخش

یکی از مباحث بنیادین در حکمت متعالیه، بررسی ماهیت جسم و ابعاد آن است. در این بخش، به اثبات تناهی ابعاد جسم و ابطال نظریه جزء لایتجزی که از سوی برخی متکلمین مطرح شده، پرداخته می‌شود. این دو مسئله از کهن‌ترین مناقشات میان حکما و متکلمین بوده و حکما با استدلال‌های دقیق طبیعی و هندسی، بر اتصال و امتداد جسم و قابلیت تقسیم مداوم آن تأکید ورزیده‌اند.

نکته کلیدی: ابطال جزء لایتجزی و اثبات قابلیت تقسیم جسم، پایه‌ای برای پذیرش هیولی و صورت جسمیه است؛ زیرا بدون امتداد و اتصال، نه ماده اولی ثابت می‌شود و نه صورت امتدادی.

سابقه تاریخی مناقشه

این بحث از دیرباز میان متکلمین و حکما جریان داشته است. متکلمین، برای حفظ قدرت مطلقه الهی و نفی هرگونه ضرورت در عالم، جسم را غیرممتد و متشکل از اجزایی جدا از یکدیگر می‌پنداشتند که به اعجاز پروردگار کنار هم قرار گرفته‌اند، همچون مشتی آرد که ذراتش از هم گسیخته است، لیکن حس انسانی جدایی آنان را دریابد نمی‌کند.

حکما اما، با استدلال‌های فراوان از علوم طبیعی، هندسه، ریاضیات و مشاهده، بر امتداد و اتصال جسم و قابلیت تقسیم آن به اجزایی ریزتر و درشت‌تر پای فشردند. مرحوم حاجی سبزواری در شرح منظومه خویش، این استدلال‌ها را به‌گونه‌ای جامع آورده و تأکید ورزیده که مطلب از امور بدیهی است، هرچند تصور دقیق آن دشوار باشد.

ماهیت دعوی حکما

حکما می‌گویند: جسم ممتد و متصل است؛ می‌توان آن را بزرگ یا کوچک کرد، به دو پاره یا بیشتر تقسیم نمود، و هر پاره‌ای نیز خود قابل تقسیم است. این تقسیم تا بی‌نهایت ادامه می‌یابد و هیچ جزء نهایی و تجزیه‌ناپذیری وجود ندارد. پروردگار متعال، به اراده خویش، می‌تواند جسم را هرگونه که بخواهد تکه‌تکه کند، همچون قیچی که در دست صنعتگر است.

متکلمین در مقابل می‌گویند: جسم اساساً متصل نیست؛ اجزای آن از هم جدا و گسیخته‌اند، و اتصال ظاهری آن معجزه الهی است. از این‌رو، تقسیم واقعی ممکن نیست و اجزا نه کوچک دارند و نه بزرگ.

نکته کلیدی: اگر اجزای جسم کوچک و بزرگ نداشته باشد، نظم عالم برهم می‌خورد؛ آسمان و زمین از هم می‌گسلد و همه امور طبیعی مختل می‌گردد.

دلایل طبیعی و هندسی بر قابلیت تقسیم جسم

دلیل نخست: تفکّک الرحی (فروپاشی آسیاب یا چرخ)

در دایره‌ای چرخان، همچون سنگ آسیاب، چرخ دوچرخه، لاستیک خودرو یا هر جسم مدور در حال گردش، مرکز و محیط با سرعت زاویه‌ای یکسان می‌چرخند، لیکن مسافت طی‌شده در محیط بسیار بیشتر از مرکز است. اجزای نزدیک به محیط، مسافتی طولانی‌تر می‌پیمایند و اجزای نزدیک به مرکز، مسافتی کوتاه‌تر.

اگر اجزا همه مساوی و تجزیه‌ناپذیر باشند:

  • یا همه اجزا مسافت یکسان طی می‌کنند → دایره به مربع بدل می‌شود (محال بالضروره).
  • یا اجزای مرکزی کمتر حرکت می‌کنند و باید صبر کنند تا اجزای محیطی به آنان برسند → اجزا از هم جدا می‌گردند و چرخ متلاشی می‌شود (تفکّک الرحی، خلاف مشاهده حسی).

تنها راه ممکن، آن است که اجزا در مرکز ریزتر و در محیط درشت‌تر باشند؛ یعنی جسم دارای کوچک و بزرگ است و قابل تقسیم مداوم.

این استدلال را می‌توان به کله قند تشبیه کرد: نوک آن ریز و قاعده‌اش پهن است؛ با حرکت از رأس به قاعده، اجزا گسترده‌تر می‌شوند. همچنین در چرخ دوچرخه، پره‌ها به توپی مرکزی و طوقه محیطی متصل‌اند و یک دور کامل می‌زنند، لیکن نسبت مسافت متفاوت است.

در مجلس صاحب بن عباد – رئیس متکلمین – وقتی این اشکال مطرح شد، پاسخ دادند که این جدایی و اتصال مجدد معجزه پروردگار است و ما آن را نمی‌بینیم. حکما پاسخ دادند: چنین نظمی منظم در اجزای بی‌شعور جسم، بدون شعور و اراده، محال است؛ چه رسد که نسبت را هزار برابر کنیم، آن‌گاه جدایی‌ها هزار بار بیشتر از اتصال می‌شود و باید قابل مشاهده باشد.

دلیل دوم: دوائر تو در تو در افلاک

در هیئت کهن، افلاک تو در تو بودند؛ دایره‌های کوچک نزدیک قطب و دایره‌های بزرگ نزدیک منطقه‌البروج با هم می‌چرخیدند. این مشابه دنده‌های ساعت یا گیربکس است که دنده‌های ریز و درشت با نسبت متفاوت می‌چرخند. اگر اجزا مساوی باشند، یا نسبت از میان می‌رود یا خرق و پارگی در فلک لازم می‌آید.

دلیل سوم: گردش انسان بر پاشنه پا

اگر انسان بر پاشنه پای خویش یک دور کامل بچرخد، اجزای بدن – از پا تا سر – مسافت‌های متفاوت می‌پیمایند. اگر اجزا مساوی باشند، باید جدا شوند و درد شدید ایجاد گردد، حال آنکه چنین نیست.

دلیل چهارم: پرگار سه‌پایه

در پرگار سه‌پایه، یک پایه ثابت و دو پایه دیگر چرخانده می‌شود تا دو دایره کوچک و بزرگ رسم گردد. اگر اجزا مساوی باشند، جدایی و گسست لازم می‌آید، حال آنکه چنین نیست.

نکته کلیدی: همه این دلایل به یک حقیقت بازمی‌گردند: حرکت مدور بدون نسبت کوچک و بزرگ در اجزا ممکن نیست؛ یا باید معجزه دائم فرض شود یا قابلیت تقسیم جسم پذیرفته گردد.

نتیجه‌گیری بخش

حکیم ملاهادی سبزواری فرموده است که در عصر ما، ابطال جزء لایتجزی نزدیک به بدیهیات شده، به برکت استدلال‌های محکم طبیعی و هندسی حکما. پذیرش جزء تجزیه‌ناپذیر، هیولی و صورت جسمیه را نفی می‌کند و پایه‌های حکمت طبیعی را سست می‌سازد. جسم ممتد، متصل و قابل تقسیم مداوم است؛ این حقیقت، همچون خورشیدی تابان، نیازی به دلیل فراوان ندارد، هرچند تصور دقیق آن دشوار باشد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)