متن تحقیق
بررسی فلسفی طبیعت و نقد نظریههای اتمیسم در شرح منظومه
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش چهاردهم: نقد نظریه نَظّام و دیمقراطیس در باب جزء لایتجزا و انقسام جسم
در این بخش از بررسی منظومه حکیم سبزواری، به نقد دو نظریه برجسته در باب ترکیب اجسام و امکان انقسام آنها پرداخته میشود. این بحث، همچون نگینی در انگشتر فلسفه طبیعت، نشاندهنده عمق تأمل حکمای اسلامی در مسائل بنیادین وجودی است.
نقد نظریه نَظّام و مفهوم طفره و تداخل
نَظّام، از متکلمان معتزلی، قائل به وجود اجزای لایتجزای بالفعل و غیر متناهی بود. وی برای رفع تناقض ظاهری گذشتن شتر از چشم سوزن، به دو مفهوم طفره و تداخل تمسک جست. طفره به معنای پرش ناگهانی بدون پیمودن تمامی مسافت، و تداخل به معنای همپوشانی اجزای غیر متناهی در حجم متناهی است.
برای تبیین این نظریه، مثال مشهور دلو و قلاب آورده شده است: طنابی به طول ده متر به قلابی متصل است و دلو به انتهای طناب. هنگامی که قلاب ده متر بالا میآید، دلو بیست متر مسیر را طی کرده و همزمان با قلاب به لب چاه میرسد. نَظّام این پدیده را به طفره دلو نسبت میدهد؛ یعنی دلو ده متر را یکباره پریده تا به قلاب برسد.
در نقد این دیدگاه، طفره در فطرت عقل باطل است. حتی طیالارض اولیای الهی، طفره نیست، بلکه سرعتی بس عظیم است که زمان را درهم میپیچد، همچون نسیمی که پردهای را کنار میزند. سرعت دلو بیشتر است، زیرا به دو متحرک (قلاب و طناب) متصل است. بنابراین، نظریه نَظّام باطل گردیده و جزء لایتجزا نیز مردود اعلام میشود.
نقد نظریه دیمقراطیس و صغار صلبه
دیمقراطیس، فیلسوف یونانی، اجسام را مرکب از ذرات ریز سخت (صغار صلبه) میدانست که در خارج غیرقابل انفکاکاند، اما در وهم و ذهن قابل تقسیم. حکیم سبزواری این دیدگاه را مردود میشمارد، زیرا انقسام وهمی خود دلیل بر امکان انقسام خارجی است.
امتناع تقسیم ذرات ریز، ناشی از مانع خارجی است نه عدم مقتضی ذاتی. مثال بوی گلاب که در هوا پخش میشود، نشان میدهد اجزای مادی جدا گردیدهاند، هرچند دیده نمیشوند. همچنین زمان، به دلیل انصرام ذاتی، قابل تقسیم خارجی نیست، اما این مانع از مقتضی تقسیم نیست.
اشکال بر برهان این است که اگر اجزای کوچک طبیعت متفاوتی با کل داشته باشند، حکم یکسان جاری نیست. پاسخ آن است که طبیعت امتداد جوهرى (جسم به معنای ماده) واحد است، و تفاوت تنها در صور نوعیه است.
نقد بنیادین بر پایههای فلسفه طبیعت
این مباحث، هرچند در تاریخ حکمت اسلامی جایگاه والایی دارند، نیازمند بازنگری عمیقاند. جسم نه مرکب از ماده و صورت است، زیرا برهان فصل و وصل ناتمام است. نه جوهر متصل بذاته، زیرا دلیل اتصال ذاتی جسم – که بذاته متصل است تا قابل ابعاد ثلاثه باشد – ضعیف است؛ میتوان گفت بذاته منفصل است تا قابل انفکاکات باشد.
جسم نه متصل ذاتی است و نه مرکب از جواهر متعدد. اجسام با یکدیگر متفاوتاند، اما نه به نحو اتمهای صلب دیمقراطیس. پیشرفت علوم نیز اتم را شکافته و به انرژی رسیده، و جزء لایتجزا همچنان محال مینماید.
جمعبندی
این بررسی نشان داد که نظریههای نَظّام و دیمقراطیس در باب جزء لایتجزا باطلاند، و انقسام جسم تا بینهایت ممکن است. همچنین، پایههای سنتی فلسفه طبیعت نیازمند تأمل مجدد و پختگی بیشتر است تا از نقل محض به تحقیق ژرف گذر کنیم. این مباحث، همچون چشمهای زلال، زمینهساز درک عمیقتر حقیقت وجود میگردند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!