در حال بارگذاری ...
منوی دسته بندی
مدیریت و سیاست الاهی جلد 2📂 بازگشت

بخش 4: فصل هشتم: آموزش كاميابى

 

خط  : غريزه‌ى جنسى در زن و مرد مى‌تواند به‌طور حقيقى فعّال باشد، ولى نوع بهره‌گيرى از آن، فنّى اكتسابى و همانند حقوق خانواده نيازمند آگاهى و آموزش و سالم‌سازىِ مرد و زن است. سلامت و آگاهى مى‌تواند نهايت عشق و لذّت و كام و سرور طبيعى را براى زن و مرد فراهم كند و تفاوتى ميان زن و مرد در اين رابطه نمى‌باشد. آموزش زندگى و چگونه زيستن، براى مرد و زن لازم است تا هريك از آنان در مواجهه با مشكلات، بدانند كه چگونه بايد آن را حل نمايند و اين آموزش‌ها بايد در جامعه فراگير شود.

ركن كاميابىِ ازدواج

خط  : گرچه لذّت، كام‌گيرى و كام‌دهى تنها انگيزه‌ى ازدواج نيست، ولى ركن عمده‌ى آن به شمار مى‌رود. اين لذّت ميان مرد و زن مشترك است و فقدان و كمبود آن غيرطبيعى و ناشى از عوارض جانبى‌ست. برخى از اين عوامل، ازدواج‌هاى نامناسب، امراض و كاستى‌هاى موجود و ناآگاهى از فنّ لذت‌يابى‌ست؛ از اين رو اين امر در سطوح مختلف نيازمند آموزش است. بنابراين زن يا مرد به‌سبب ناآگاهى، ممكن است نتوانند از قواى طبيعى خود بهره گيرند و لذايذ ممكن را دريابند. همچنين ناتوانى در آميزش يا توليد مثل، بيمارى‌هاى مقاربتى و نارسايى‌هاى عمومى در آلت تناسلى و قواى جسمى، عوامل عارضى دارد و با رشد فرهنگ و آموزش‌هاى عمومى قابل پيشگيرى و درمان است و به آفرينش زن و مرد مربوط نيست.

 

فسادزايى ناآگاهى

خط ( كلان ): تأمين كاميابى، لذت و عفافِ پى‌آمد آن، با ناآگاهى به دست نمى‌آيد و ضرورت آموزش مسايل جنسى به‌طور عمومى و پيش از ازدواج، منافاتى با حفظ عفّت و كرامت انسانى يا پنهانى‌بودن اين امور و حيا ندارد، وگرنه ناآگاهى، مفاسدِ فراوانى را به جامعه تزريق مى‌كند. بدون آگاهى و رعايت همسان‌گزينى و تناسب و توانمندى جنسى، زندگى شيرين مشترك، ممكن نيست و به خستگى و وازدگى كشيده مى‌شود.

ممنوعيت پردهدرى

خط  : آموزش عمومى مسايل جنسى و لزوم آگاهى از آن نبايد عفاف و پاك‌دامنى و شخصيت و كرامت انسانى را خدشه‌دار كند و پرده‌درى جنسى ايجاد كند و « آگاهى » و « عفاف » لازم است با هم تأمين شود.

مربيان همجنس

خط  : لازم است موضوع كيفيت و نوع استفاده و كاميابى زن و مرد از يك‌ديگر و گوناگونى روش‌هاى آميزش جنسى با بيانى باز و بى‌پرده، جايگاه علمى و آموزشى توسط همجنس بيابد. آموزش مسايل جنسى توسط همجنس انجام مى‌گيرد و مسايل مربوط و لازم به‌آسانى و گويايى و بدون پرده‌پوشى يا پرده‌درى و با ذكر جزيياتِ لازم در كيفيت لذت‌برى و طرح مشكلات زناشويى و چاره‌ى آن‌ها آموزش داده مى‌شود.

كمال نفسانى كاميابى

خط  : لذّت و كاميابى، كمال نفسانى و معنوى‌ست و كسى كه توان كاميابى يا آگاهى از اصول آن را ندارد، از اين كمال دور است. تحصيل لذّت، فعليّت نفس و حيات فعلى آدمى‌ست و خلقت ناسوت و ورود به دنيا براى فعليـّت‌بخشيدن به كمالات نفسانى و معنوى و تحصيل قرب و وصول الاهى‌ست.

نشاطبخشىِ كاميابى هموار و گوارا

خط  : اصل ازدواج، براى زن و مرد بر اساس فطرت، شادى‌آفرين است؛ زيرا ازدواج، كام، لذّت، سرور و شادمانى را در بر دارد و وحدت دو روح، چهره‌ى اُنس انسان را شكل مى‌بخشد. اصل ازدواج در صورتى مقتضى نشاط و سرور است كه با مشكلات و موانع جدّى مواجه نگردد و كاميابى ازدواج هموار و گوارا باشد. اگر ازدواج درگير ناهماهنگى، ناآگاهى، ناتوانى و ناكامى باشد، نه‌تنها موجب سرور و شادى نمى‌شود، بلكه چه بسا غم‌بار و زيان‌آور نيز مى‌گردد.

اشتراك زن و مرد در كامگيرى و كامدهى

خط ( كلان ): زن و مرد نه‌تنها در لزوم كام‌گيرى از يك‌ديگر مشتركند ـ  و اين صفتى بارز و از
امتيازات و شگفتى‌هاى خلقت آن دو است ـ بلكه در كام‌دهى نيز نقش مشترك و نيز حقوق مشترك و برابر در مواقعه و مضاجعت و با رعايت وضعيت جسمانى و روانى يك‌ديگر دارند. از اصول كاميابىِ موفّق، همراهى كام‌گيرى با كام‌دهى و ارضاى جنسى زن و مرد به‌طور هماهنگ است كه ظهورِ عشقِ تمام مى‌باشد. آفرينش در بروز ميل جنسى در زن و مرد، تكرار ندارد و همين امر موجب كيفيت منحصر آنان در لذت‌برى گرديده است. هماهنگى در كام‌بردن دوسويه، موجب بروز شور و سرور، مهر و محبّت و مستى مى‌شود. اگر مرد يا زن به‌طور ناهماهنگ و يك‌جانبه تنها نقش كام‌دهى داشته باشند، بدون آن‌كه كام و ارضا بيابند يا هيچ‌يك به حقيقت كام نرسند، هم عشق آنان ظهور نمى‌يابد و هم سستى و بيمارى و مشكلات فراوانى بر آنان عارض مى‌گردد. مهم‌ترين نياز زن و مرد، مسأله‌ى كام‌گيرى آنان از هم‌ديگر است. زن و همسر اگر به صورت علمى با هم ازدواج ننمايند و با هم تناسب نداشته باشند، نمى‌توانند نيازهاى جنسى يك‌ديگر را تأمين نمايند و كام‌بخش يك‌ديگر گردند.

خط  : چنين نيست كه كام‌گيرى، بيش‌تر براى مرد باشد، بلكه زن نيز به‌طور اختيارى و ارادى همانند توان كام‌دهى، از توان كام‌گيرى بهره‌مند مى‌باشد و اين عطيه‌ى خلقت الاهى براى زن و مرد يكسان است. نظام آفرينش، كمبودى براى هيچ يك از زن و مرد ندارد، گرچه لذت‌برى و كاميابى هريك از زن و مرد داراى كيفيت و خصوصيّت منحصرى مى‌باشد. همه‌ى اعضا، جوارح، قوا و صفات زن و مرد از كام‌دهى، كام‌گيرى و كام فراگير برخوردار مى‌شوند؛ به‌طورى كه تمام زواياى مرد و زن سبب حيات و نشاط يك‌ديگر مى‌شود و در اين زمينه، ميان آن دو هيچ‌گونه نقص و زيادى يا افراط و تفريطى در جهتى از جهات نمى‌باشد. بنابراين چنين نيست كه زن، ميل جنسى نداشته يا خواسته‌هاى نفسانى او بى‌اهمّيت باشد يا ابراز آن با حيا، شرم و عفّت زن منافات داشته باشد. بنابراين نبايد چنين باشد كه زن با تمام عطشى كه همچون مرد در اين زمينه دارد، از ترس يا بر اساس اعتقاد نادرست، انگيزه‌هاى درونى خود را پنهان و در خود خفه كند و حتّى نسبت به همسر خويش توان اظهار چندانى نداشته و با احتياط رفتار كند و خواهش‌هاى نفسانى و اميال و انگيزه‌هاى جنسى خود را از همسر خويش پنهان يا كتمان سازد. همان‌گونه كه بانو نبايد در زمينه‌ى زناشويى با همسر خود كوتاهى كند، مرد نيز نسبت به بانو نبايد بى‌توجهى كند و لازم است نيازهاى جنسى او را همانند نيازهاى عاطفى و احساسى به‌ويژه توجه به او و سخن‌گفتن با وى به‌طور آگاهانه تأمين كند.

كامِ كامدهى

خط  : مرد و زن هر دو به ديگرى هم كام مى‌دهند و هم از اين كام‌دهىِ خود كام مى‌گيرند. اين كام‌گيرى، غير از كام‌گيرى از يك‌ديگر و هويّتى جدا از حقيقت آن دو كام مى‌باشد.

دورههاى آموزشى مسايل جنسى

خط ( كلان ): آموزش مسايل جنسى در سه دوره انجام مى‌گيرد: مرحله‌ى نخست، مرحله‌ى
علمى‌ست كه به صورت كلّى و بسته در دوران تحصيل ابتدايى تا متوسطه در كتاب‌هاى درسى به قدر لازم و با كارشناسى نسبت به محدوده‌ى آن عنوان مى‌گردد و زندگى زناشويى از زواياى متعدّد و با چهره‌هاى گوناگون مورد توجّه و اطلاع‌رسانى قرار مى‌گيرد تا دختر و پسر از اين امور به‌طور كلّى و به‌گونه‌اى كه محرّك و مهيّج نباشد، آگاه باشند.

در مرحله‌ى دوم، آموزش اين امور در تمام رسانه‌ها و وسايل ارتباط جمعى به‌طور كلّى و شناخته‌شده و با آموزش درستى‌ها و نادرستى‌ها مى‌باشد.

مرحله‌ى سومِ آموزش مسايل جنسى توسّط بخش مشاوره‌ى ازدواجِ مجتمع‌هاى سلامت كه از قوّت و كمال سلامت عمومى و علمى برخوردار است، به آموزش قانونى و قابل كنترل مسايل ازدواج، پيش از ازدواج به مدّت معيّن و در حدود يك‌ماه در آن مراكز و كلينيك‌هاى وابسته مى‌پردازد. شركت افراد در اين دوره‌ى آموزشى الزامى‌ست و سپس مورد آزمايش و امتحان قرار مى‌گيرند. ثبت ازدواج در دفاتر رسمى عقد بدون اخذ گواهى « صلاحيت ازدواج » قانونى نيست و تخلّف افراد، جرم مى‌باشد و مجازات دارد. همان‌طور كه براى ازدواج آزمايش خون لازم است، اخذ گواهى « صلاحيت ازدواج » نيز ضرورى‌ست.

همسرى، همبازى و همدلى زن و مرد

خط  : زن، همبازى مرد است، نه بازيچه و اسباب‌بازى مرد، و همه‌ى اندام او توان لذت‌بخشى خاص براى مرد دارد. زن با مرد همسرى و همدلى دارد و در جريان پرفراز و نشيب ماجراى لذت‌بخشى خويش، نگاه و دل، هوش و شعور و حواس و احساس مرد را به خود مشغول مى‌دارد و عقل او را مى‌ربايد و مرد را در دامان احساس و عواطف و وابستگى به خود مى‌نشاند. زن، با هر يك از اندام خود دلارام مرد است و با چنين اقتدارى، مرد هيچ‌گاه محروم نمى‌باشد؛ به‌گونه‌اى كه حتا زن در زمان عادت و داشتن روحيه‌ى سرزنده نيز مى‌تواند با ديگر اندام خود، نياز مرد را برطرف سازد و قواى عقلانى و هيمنه‌ى روحى و جسمى مرد را سرگرم و دل‌مشغولِ خويش سازد و او را به بازى لذت‌بخش خويش گيرد. زن در اندام زيباى خود به‌گونه‌ى طبيعى و خلقتى لطافت‌ها، ظرافت‌ها و ملاحتى دارد كه به‌خوبى مى‌تواند مايه‌ى سرگرمى و نشاط و آرامش مرد باشد و در اين جهت بر مرد امتياز دارد.

محيط آميزش

خط  : محيط آميزش لازم است آرام و دور از ديد همگانى باشد تا عفاف عمومى را خدشه‌دار نكند و نيز دماى آن متعادل و دور از سرما يا گرماى تحمل‌ناپذير باشد. زن و مرد لازم است خسته نباشند و با استراحت كافى، هرگونه ضعف و ناتوانى را از خود دور كرده باشند.

زفاف

خط  : دختر در بستر زفاف، نيازمند آرامش مى‌باشد. براى تسكين همسر در شب عروسى،
شايسته است موهاى پيشين سر همسر به محبت در دست گرفته شود و رو به قبله به خداوند توجه شود كه مطلوب و معشوقِ وى امانت خداوند در نزد اوست؛ امانتى كه به عنايتِ خداوند و خواست او  بر وى گوارا و لذت‌بخش شده است. همچنين از خداوند خواسته شود فرزندانِ آينده‌ى آنان پاك و مؤمن به خداوند و شيعه باشند. همچنين آنان مى‌توانند دوش كوتاهى بگيرند تا آرامش و انس دختر با محيط جديد و همسر خويش فراهم گردد و بستر مهرورزى براى آنان بدون قلق و استرس گسترده شود.

مصونيت از امور معنايى

خط  : براى در امان ماندن و مصونيت آميزش و زناشويى از دخالت امور معنايى و آسيب‌هاى آن‌ها، مانند تجاوز شياطين و مزاحمت‌هاى آنان، توصيه‌هاى مهمى در شريعت آمده كه شايسته است نسبت به رعايت آن‌ها اهتمام داشت.

ويژگىهاى شهوانى مرد

خط  : تمايلات نفسانى در بُرد كوتاه، شكل « احساس » با زمينه‌هاى سطحى ودر برد بلند، « عشق » با كشش‌هاى باطنى‌ست. بروز شهوت در مرد بعد از تحقّق زمينه و سلامت و فعليت، در بسيارى از موارد، طغيانى قهرى در برد كوتاه و بلند دارد. شتاب و سرعت، هم در جهت بروز و ظهور و هم در جهت اشباع و انصراف، از خصوصيات ديگر ميل و شهوت در مرد است؛ در حالى‌كه زن از اين خصوصيت‌ها به‌دور است و حالتى كُند در تحريك و بسترى طولانى در اوج دارد.

ريزش و تسكين آميزش

خط ( كلان ): در مجامعت، دو امر « ريزش » و « تسكين » وجود دارد. اگر آميزش بدون مبادى يا دور از آگاهى و خصوصيات لازم انجام شود، انزال و ريزش، صورت مى‌گيرد، ولى تسكين و آرامش و صافى شدن باطن و سبكى حاصل نمى‌شود و تنها خمارى و سستى و رخوت دست مى‌دهد؛ در حالى‌كه غايت و هدف آميزش، تسكين، آرامش و صفاى باطن و سبكى‌ست؛ نه ريزش و خمارى و سستى.

شهوت عميق و عاطفى زن

خط  : زن با آن‌كه در عشق كم‌تر ثبات مى‌يابد، ولى در شهوت عميق است و برد بلندش ( عشق ) در رابطه با برد كوتاه احساسش شكل مى‌يابد. اين از لوازم ضرورى طبع حسّاس زن است. ميل مرد از تعدّد و تنوّع برخوردار است و در اشباع شهوت، گسيخته است؛ در حالى‌كه ميل زن متّصل، طولانى و مرحله‌پذير است.

خط  : در زمينه‌ى انتخاب و گزينش، مرد بيش‌تر جهات مثبت را در نظر مى‌گيرد و زن كم‌تر در بند اين امر است و به‌طور غالب عواطفش زمينه‌ساز هر نوع انتخاب و تصميم است. مرد در عشق و محبّت،
پاى‌بندى بيش‌ترى از خود نشان مى‌دهد، ولى در زن، زودنگرى و تغيير سطحى، امرى قهرى‌ست و با زودنگرى و سطحى‌انديشى يارى را برمى‌گزيند و به آسانى نيز از او درمى‌گذرد.

تحريكپذيرى متفاوت، متنوع و پيچيدهى زنان

خط  : تحريك شهوت در مرد، چندان نيازمند مبادى و مقدّمات پيچيده نيست؛ به‌طورى كه زن مى‌تواند در كوتاه‌ترين فرصت و به آسانى او را متحوّل سازد و تحريك نمايد، ولى زن در اين جهت از ظرافت و پيچيدگى خاصّى برخوردار است و جهات گوناگونى را داراست. زن براى فعليّت شهوت و لذّت، مبادى فراوانى را طلب مى‌كند كه اين مبادى نيازمند شناسايى‌ست و در بسيارى از جهات، نيازمند آموزش است. البته زن‌ها نيز در اين زمينه نسبت به يك‌ديگر از مبادى متفاوتى برخوردارند و همه‌ى آن‌ها يكسان نيستند.

خط  : هر مردى نمى‌تواند به آسانى و بدون دقّت زنى را اشباع سازد. اشباع ميل جنسى زن، نيازمند برخوردهاى عاشقانه و تماس‌هاى ظريف و حساب‌شده است كه در صورت ناآگاهى و عدم موفّقيّت مرد و يا كاستى و ناتوانى‌اش، حالت سرخوردگى در زن ايجاد مى‌شود. بسيارى از مشكلات زندگى خانوادگى در گرو ناآگاهى يا ناتوانى‌هاى جنسى مرد است.

تحريك و كاميابى تدريجى و اشباع كند زن

خط  : زن در ارضاى شهوت داراى تدريج، كندى و تحريكِ ديررس و مرد برخلاف وى تند و تيز است و زودتر ارضا مى‌شود. با توجه به اين تفاوت طبيعى، لذّت سالم و زندگى موفّق بر همراهى كام‌گيرى حقيقى و صافى با كام‌دهى‌ست؛ آن هم به‌گونه‌اى كه هر دو طرف احساسى برتر از هوس و شهوت داشته باشند و افزون بر اعضاى تنى، قلب و جان هر دو طرف با هم سيراب و وحدت يابد. با چنين ارضاى نفسانى، عشق و خوشامد نفسانى زن و مرد از يك‌ديگر بعد از مجامعت و ريزش، همچنان به حال خود باقى مى‌ماند و دو طرف را به يك‌ديگر چنان پيوند مى‌دهد كه تاب و تحمّل دورى از هم‌ديگر را نخواهند داشت. اين‌جاست كه آرامش، تلاش، ايثار، مهر و محبّت معنا پيدا مى‌كند و هوس و خودخواهى را بى‌رنگ مى‌نمايد.

خط  : شوق در زن، زود مى‌رويد و هوس در نهاد او به‌طور مرموز و آنى سركشى مى‌كند؛ در حالى‌كه همين زن در پيدايش ميل جنسى به كندى اشباع مى‌گردد و چنان‌چه مرد همپاى كندى او بردبارى و توانمندى نداشته باشد، نمى‌تواند زن را راضى سازد. زن، نارضايتى خود را بسيار مى‌شود كه پنهان مى‌دارد، ولى گاه نيز آن را به صورت‌هاى مختلف و در حالت‌هاى گوناگون آشكار مى‌سازد.

توجه به نيازهاى جنسى زن

خط  : به‌طور طبيعى در كاميابى و ديگر لذايذ نفسانى مردها سريع‌تر ارضا مى‌شوند و مى‌توانند
خود را در فرصتى اندك سبك سازند؛ در حالى‌كه زن‌ها اين‌گونه نيستند و كم‌تر زنى‌ست كه همچون مرد، زود به كاميابى برسد، اگرچه به ندرت، برخى زنان چنين حالتى دارند. در اين جا اگر مرد تنها به فكر خود باشد و از موقعيّت و نيازهاى زن غفلت نمايد، خود را به ظاهر كامياب مى‌سازد، بى آن‌كه زن كامى گرفته باشد. زن از چنين مجامعتى از سوى مرد آزار مى‌يابد و پى‌آمدِ آن، مرد نيز با احساس سرشكستگى كامى تسكين‌بخش نمى‌يابد و تنها ريزشى از او صورت گرفته است. وقتى مرد بى‌مقدّمه و بدون ملاعبه يا با ناآگاهى يا ناتوانى با همسر خود هم‌بستر شود و زن را ناراضى و كام‌نيافته و آزارديده رها سازد، زن به دليل نجابت و كتمان و پنهان‌كارىِ سختى كه دارد، هيچ نمى‌گويد و عواطف و مشكلات نفسانى خود را اظهار نمى‌كند، ولى چنين زنى اگر مردى را در ارضاى نيازهاى جنسى خود توانمند بيابد، به او ميل مى‌كند تا كام خود را باز يابد. از اين رو براى حفظ عفت و پاكى زن و ايجاد هماهنگى كامل ميان زن و مرد، بر مرد لازم است كه با دقّت و حوصله، نيازهاى جنسى زن را برآورده سازد كه تحصيل آن جز با آگاهى، توانمندى، اهتمام و ملاعبه و انجام مبادى آميزش فراهم نمى‌گردد. مرد اگر نسبت به نيازمندى‌هاى جنسى زن بى‌تفاوت باشد و زن كامياب نگردد، ممكن است موجب انحراف عملى همسرش گردد و ممكن است زن به‌واسطه‌ى ضعف ايمان و در صورت پيشامد محيط گناه، به خيانت مبتلا شود يا پى‌گير مردى شود و خود را به وى تحميل كند.

دورى از خودخواهى

خط  : كاميابى زن و مرد در گرو توجّه هر يك به ديگرى و دورى از خودخواهى‌ست. رعايت همه‌ى اصول و قواعد عشق‌بازى، مبادى مجامعت و موازين زناشويى مى‌تواند در كاميابى هر دو طرف نقش مؤثّرى داشته و موجب سلامت آن‌ها و استمرار زندگىِ رضايت‌بخش باشد.

خط  : مرد بيش‌تر به كاميابى خود توجّه دارد؛ بر خلاف زن كه افزون بر تمايلات نفسانى، جهات فراوان ديگرى او را وادار مى‌كند كه توجّهش به مرد بيش از توجه به خود باشد. كم‌تر موقعى مى‌شود كه زن خود را بدون لحاظ همسرش احساس كند و كاميابى را در خود خلاصه نمايد؛ مگر آن كه بى‌علاقگى زن به مرد يا نااميدى او از همسرش باعث انصراف او از اين حالت شود. بسيار اتّفاق مى‌افتد كه شدّت و ضعف و تفاوت در تمايلات جنسى زن و مرد يا فاصله‌ى بيش از حدّ آن دو در زيبايى و يا پيرى و زيادى سنّ مرد نسبت به زن، علّت يأس و بريدگى زن از مرد مى‌گردد.

طغيان شهوت و هوس در زن

خط  : طغيان شهوت در زن ممكن است با خطر بيش‌ترى نسبت به مرد همراه باشد. با آن‌كه اوج‌گرفتن شهوت در زن چندان آسان نيست و كم‌تر پيش مى‌آيد، ولى زن در اوج شهوت نيازمند تداوم و زنده‌نگه‌داشتنِ اين ميلِ طغيان‌كرده، توسط مرد سالم، توانا و آگاه است. با اين كه زن در بروز اين حالات در خود و همين‌طور در مرد، كم و بيش از خود هم‌كارى و هم‌يارى نشان مى‌دهد، ولى بيش‌تر توقّع دارد كه
بروز اين حالت‌ها در او از جانب مرد ظهور يابد و به‌ويژه در اين زمينه، دل‌باخته‌ى توان‌مندى‌هاى

مردانه است.

سرعت انزال مرد و نوسان زن

خط  : به‌طور نوعى، مرد در انزال سرعت دارد و زن به كندى حالت اشباع و ارضا را در خود احساس مى‌كند. زن مى‌تواند در حالت اشباع، نوسان و اوج و حضيض و تناوب داشته باشد، ولى مرد اوج واحدى به خود مى‌گيرد و از تناوب و گسستگى به‌دور است و در بروز آن پيوستگى و شتاب دارد. مرد در اين هنگام به زن مى‌انديشد، ولى زن مى‌تواند در انديشه‌هاى ديگرى باشد و آن را در خود بپروراند. زن مى‌تواند حالت يك‌نواخت و ثابت مرد را دريابد، ولى مرد در يافت جهت تناوب زن كم‌تر موفّق است، مگر آن‌كه زن حالت خود را به وى برساند.

پيشنوازى و ملاعبه

خط ( كلان ): زن براى ارضاى نفسانى و كاميابى حقيقى نياز به پيش‌نوازى، ملاعبه و بازى زن و مرد با اندام‌يك‌ديگر پيش از دخول دارد. آميزش بدون پيش‌نوازى و ملاعبه، آن هم از جانب دو طرف، قابليت آرامش و سكون را ندارد.

خط  : آميزش لازم است با مبادى و مقدّمات و با پيش‌نوازى و ملاعبه همراه باشد تا انگيزه و توان و قوّت اراده‌ى مرد بيش‌تر شود و او در مقابل انزال زودرس و بى‌موقع يا بى‌اراده مقاوم و محكم گردد. اين همان چيزى‌ست كه امروزه با دارو يا ترياك و موادّ مخرّب ديگر در جبران آن مى‌كوشند كه چنين مقاوم‌سازىِ غيرطبيعى در درازمدّت موجب زيان و حرمان افراد مى‌شود و تحريكات گذراى آن، عواقب زيان‌بارى دارد.

بروننوازى و مباضعه

خط  : از بهترين كاميابى‌هاى زن و مرد و لذت‌بخش‌ترينِ آن‌ها، مباضعه و صرف رو و برون‌نوازى مى‌باشد. مباضعه ( بُضع‌بازى )، كاميابى بدون دخول مى‌باشد كه البته مى‌تواند عملى مقدماتى براى استحكام و شكوفايى مجامعت نيز باشد. در اين بازى زناشويى، اگرچه هر دو طرف فعالند، ولى زن صورت مفعول و مرد صورت فاعلى دارد و به همين جهت، عضو تناسلى زن، ماده‌ى مصدر مفاعله شده است؛ نه آلت مرد. در مباضعه، مرد در تحقّق عمل كاميابى نسبت به خود يا زن كوتاهى ندارد و ضمن آمادگى خويش، آمادگى زن در جهت كاميابى نيز محقّق مى‌گردد و سردى، ركود و خستگى هر دو، به خصوص زن، از بين مى‌رود. اين بازى كه مى‌تواند بدون دخول مى‌باشد، زن را به ارضا مى‌رساند و گواراترين بازى جنسى براى زن و مرد مى‌باشد. بازى افزون بر « مباضعه »، مى‌تواند با هر عضو ديگرى از زن به‌خصوص بازى و نوازش طولانى پستان‌ها انجام گيرد تا شهوت زن تحريك و وى خواهانِ سرسخت آميزش گردد.

 

سخنگفتن

خط  : كاميابى جنسى دو منطقه‌ى خاص دارد: مقدمات و مبادى، و ديگرى مقاربت و آميزش. صحبت و گفتار در ظرف مقدّمات بسيار مطلوب و در آمادگى دو طرف مؤثّر است. به هنگام مقاربت، كلمات عاشقانه و هر چيزى كه عشق را برساند، مى‌تواند براى برخى توانمندى دو طرف را بروز دهد و موجب صفا و جلاى دل گردد، ولى براى بعضى هر گفت‌وگويى موجب ضعف اراده و قدرتِ مرد يا تشتّت و كثرت و انصراف حواس و اختلال در كاميابى را براى هر دو به بار مى‌آورد.

وصف عيش

خط  : در عيش‌هاى دنيوى، وصف آن، لذيذتر از وصول به آن است، و اين عيش‌هاى اخروى‌ست كه وصول به آن، از شنيدنش برتر است. وصف عيش و كاميابى، برتر از عيش مستقيم و مباشرى‌ست؛ چراكه عيش تمام مى‌شود، ولى وصف باقى مى‌ماند. رؤيت و نظر، وصف عينى عيش است و چشم، قوى‌ترين حس و تمام‌خواهى نفس و حاكم بر تمام حظوظ نفسانى‌ست و تمام قوا را سيراب مى‌كند. وقتى چشم كسى از رؤيت حلال سير شود، دلش نيز سير مى‌شود و اگر چشم و دل كسى سير شود، همه‌ى قوايش سير خواهند شد. بنابراين مرد بايد آن‌قدر چشم و دلش را از حلال پر كند كه جايى براى استفاده‌ى حرام باقى نماند. يكى از مشكلات پنهانى عفاف در خانواده‌هاى بسته همين است و وقتى نفس از حلال پر نشد، حرام، آن را پر مى‌كند.

آزار و اذيت لذتآور

خط  : واردآوردن آزار، درد و اذيتى كه لذت‌آور باشد ـ مثل چنگ زدن و ويشگون يا گاز گرفتن زن يا همسر ـ در صورتى كه رضايت او را همراه داشته باشد، جايز است و مى‌توان گفت كه نيكو نيز مى‌باشد؛ مگر آن‌كه از نوعى بيمارى روحى و روانى باشد. هرگونه تمتع زن و همسر از يك‌ديگر، در صورتى كه نقص عضو يا درد و زيان بسيار را سبب نشود، جايز است.

كام رؤيت و نگاه

خط ( كلان ): وقتى زن و همسر عاشق هم باشند و مدتى فقط به هم بنگرند، آنان از نگاه به هم، بيش‌ترين كاميابى را مى‌برند. لذّت‌برى زن و همسر عاشق از طريق رؤيت و نظر، بسيار شديد مى‌باشد و همسر مى‌تواند از رؤيت همسر عريان خود لذت برد. چشم همان‌طور كه مى‌تواند لذت حرام داشته باشد، داراى لذت حلال مى‌باشد. زن مى‌تواند با چرخ و چينى هماهنگ و رقصى شيدايى، زيبايى‌هاى اندام خود را براى همسر خويش به نمايش بگذارد تا هم خستگى را از روح و روان خويش بزدايد و هم خود را آزاد كند، و هم مرد را فقط به « تماشا » بنشاند و نشاط همسر و رضايت مرد خود را به دست آورد؛ رضايتى كه زن را به زندگى خويش بسيار اميدوار مى‌سازد و آرامش فراوانى به او

دست مى‌دهد.

 

خط  : هنگامى كه زن ببيند همسرش به او وابسته است، اطمينان بيش‌ترى به همسر و آرامش بيش‌ترى در خود مى‌يابد و رؤيت بصرى و ديدن با چشم چنين معنايى را به زن منتقل مى‌كند. وقتى مرد، زن خود را نگاه مى‌كند، زن رفتار او را با حسّاسيت و دقّت كامل زير نظر دارد؛ به‌طورى كه چشم مرد هرگز از نظرش دور نمى‌گردد و همين امر موجب قوّت قلب و اطمينان خاطر او مى‌شود.

آرايش و خودآرايى

خط ( كلان ): زن براى آن‌كه چشم مرد را از خود پر كند، لازم است به آرايش و خودآرايى و آراستگى و دلارايى و تنوع پوشش خود و نيز به رقص و اندام‌نمايى اهتمام داشته باشد. زن و مرد لازم است ذوق و سليقه‌ى همسر خود را مراعات كنند. ذوق و سليقه‌ى افراد، تفاوتِ ارزش افراد را در برخوردها نشان مى‌دهد. در رابطه با اين موضوع، زنان به‌طور ويژه بايد موقعيّت مطلوب‌بودن خود را لحاظ كنند و در هيچ صورت نسبت به آن بى‌اعتنا نباشند و نوعى زينت عفافى را از دوره‌ى جوانى تا سالمندى با خود داشته باشند. زنان همواره بايد خود را بيارايند و از زيورآلات زنانه استفاده كنند و هيچ‌گاه خود را از آراستگى دور نسازند تا سلامت مرد خود را تضمين كنند.

خط  : زن در محيط جامعه نسبت به آرايش مناسب، محدود نمى‌گردد.

زيبايى و زينت

خط  : زيبايى و زينت زن همچون عفاف، وقار و پاكى و طهارت، يك حقيقت است و زيور و زينت نبايد جلف، سبك‌سرانه و خالى از وقار باشد. زيبايى لازم است مايه‌ى آرامش خانواده باشد، نه آلوده‌ساز جامعه. زن نسبت به زينت‌ها و زيورهاى مناسبى كه دارد، در جامعه محدود نمى‌شود.

خط  : بهتر است در پوشش از رنگ‌هاى سازگار، متناسب، روشن و زيبا استفاده كرد. استفاده از رنگ‌هاى تيره به‌خصوص رنگ قابضِ سياه و قرمز به‌تنهايى زيبا نيست. استفاده‌ى مداوم از اين دو رنگِ خشن و داراى انقباض، براى روح و روان آدمى مناسب نيست و براى اعصاب زيان‌بار است. سياه و قرمز، دليل انقباض و شاخص خشونت نفسانى افراد است. هريك از اين دو رنگ مى‌تواند با رنگ‌هاى ديگر همراه شود كه در اين‌صورت زيباست. بهتر است لباس‌هاى زن و نيز وسايل زندگى داراى رنگ‌هاى روشن، همچون سفيد و سبز و كرم و آبى باشد تا امكان پيشگيرى از بعضى عصبانيت‌ها فراهم گردد. زنانى كه لباس‌هاى روشن را انتخاب مى‌كنند، زودتر ماهيت خود را نشان مى‌دهند و انتخاب لباس‌هاى تيره، حكايت از پيچيدگى باطن پنهان آن‌ها مى‌كند. لباس‌هاى روشن، حاكى از تندى عمل و نيز تحرك بيش‌تر دارد كه نشانه‌ى سلامت فرد و ملاك موفقيت اوست و نيز نماد شيطنت‌هاى زودگذر است و لباس‌هاى تيره و تار، بيش‌تر حكايت از كندى و دوام عملكردها و سختى كدورت‌زدايى مى‌نمايد؛ مگر اين‌كه اين انتخاب به صورت آگاهانه و براى حفظ عفت و سادگى باشد.

 

زينت ناخن

خط  : براى زن بهتر است ناخن‌هاى خود را براى زينت رها سازد تا بلند و زيبا شود.

موهاى زايد

خط  : زدودن موهاى زايد براى نظافت و بهداشت و زيبايى و كاميابى موثّر است.

بوى خوش

خط  : استفاده از بوى خوش ( عطر ) براى همسر به‌ويژه با توجه به شدت مضاعفى كه براى تحريك و توجه مرد دارد، بسيار مناسب است، اما در محيط عمومى و جامعه به همين دليل براى زن نكوهيده است.

رقص

خط ( كلان ): انجام رقص زن براى همسر خود نه‌تنها امرى مستحسن، بلكه لازم است. همچنين آموزش رقص براى كودكان و به‌ويژه دختران، امرى لازم است.

رقص، داراى نظام و سيستمى طبيعى‌ست و نظام‌هاى طبيعى كه در ساختار آفرينش وجود دارد، در شريعت، به خودى‌خود و به‌طور ذاتى حرام و ممنوع نمى‌گردد. رقص در آدمى، جلوه‌هاى زيبا و ظرايف، لطافت‌ها و شگفتى‌هاى آفرينشِ اندام ظاهرى او ـ به‌خصوص زن ـ را مى‌نماياند و آدمى را به مطالعه‌ى رازهاى نهفته و اسرار شگفت‌انگيز آن، در بى‌نهايت پيچ و خم و چرخ و چين موزون فرا مى‌خواند. رقص با اُفت و خيزهاى موزونى كه دارد، مستى، عشق، حال، شور، شوق و رمز و راز دل را حكايت مى‌كند و ناصافى و ناخالصى، يأس، ترس، خشكى و خمودى دل را از سويداى جان دور مى‌سازد و بسترى شفاف براى خاطره‌هاى دل فراهم مى‌نمايد؛ به‌خصوص  رقص‌هاى ملايم كه از « عشق » حكايت دارد. رقص از آن جهت كه رقص است و عيب و گناهى با آن همراه نيست و تهييج به حرام و هوس آلوده ندارد، هرچند ابراز شدت شادمانى و بطر باشد، اما احتمال ضرر شديد با آن همراه نشود، به‌خصوص در شادى‌ها و عروسى‌ها اشكال ندارد؛ مگر آن‌كه رقص در خدمت جبهه‌ى باطل و اهداف شوم و ضد الاهى آن و براى تهييج به حرام و فحشا باشد، كه در اين‌صورت، حرام و ممنوع مى‌گردد. البته اگر مسجدى نيز در خدمت اهداف شيطانى باشد ـ مانند مسجد ضرار ـ و نيز نماز و عبادتى كه مانند عبادت خوارج در برابر مقام ولايت حقيقى و موهبتى باشد، آن نيز اشكال دارد؛ تا چه رسد به امرى غير عبادى مانند رقص. همچنين اگر رقص، با محرماتى مانند عريانى نامحرمان، شراب، فساد و فحشا آلوده گردد، حرام است و در اين امر، ميان زن و مرد تفاوتى نيست. با دورى از آلودگى‌ها و گناهان و با پرهيز از فساد و فحشا، در جامعه‌اى كه سلامت دارد و حساسيت به جنسيت در آن نيست، نفس رقصيدن مرد براى مرد، رقص زن براى زن، رقصيدن زن براى مرد و رقص مرد براى زن، اشكالى ندارد؛ چرا كه زنان مى‌توانند با رعايت پوشش شرعى خود برقصند و ديدن حجم بدن زن اشكالى ندارد.

 

عشق دوطرفه

خط  : يكـّه‌شناسى زن و در انحصار داشتن و آشكارنمودن زيبايى‌هاى خود، فقط براى عاشق دل‌باخته و معشوق حقيقى خويش در محيط خانه، سبب مى‌شود معشوق نيز هم‌پاى زن، به‌جاى مقاصد غرض‌آلود و استثمار و تخريب و ويران‌سازى او و محدودنمودن خود به وصول به جسم و بدن او همچون افراد بيمار، روح و روان زن را عاشقانه دوست داشته و شخصيّت او را گرامى بدارد و نه‌تنها در شادى و لذّت، بلكه در غم و درد و مشكلات نيز همراه او گردد. همين امر باعث درك واقعى زن از شوق، عشق، محبّت، تلذّذ، كام‌جويى، كام‌دهى، همسردارى و عاطفه‌ى مادرى مى‌گردد و مسير كمال حقيقى را براى وى مى‌گشايد و او را به عشق پايدار و جدانشدنى و وفاى ابدى مى‌رساند.

عرضه و خودنمايى

خط  : بهتر است زن براى ورود به بستر، نسبت به نظافت و آرايش خود اهمال و بى‌توجّهى نداشته باشد، بلكه خود را آراسته و آماده و دلارا و دلبرا وارد بستر كند و آغوش محبّت خويش را براى عشق و وصال همسر بگستراند. زن و همسرى كه چنين بسترى داشته باشند، هرگز مشكلات زندگى، علّت نگرانى يا بى‌مهرى آن‌ها نسبت به يك‌ديگر نمى‌شود.

خط  : بستر و عرضه‌ى عشق و شوق و لطف و صفا، شگرد توانايى و ميدان اظهار و خودنمايى زن است؛ زيرا زنى كه بستر و عرضه ندارد يا از عهده‌ى آن بر نمى‌آيد، در زندگى زناشويى و موقعيّت زنانه موفّق و پيروز نيست. كمبودهاى بستر و عرضه‌ى زن را هيچ چيزى جبران نمى‌كند؛ در حالى‌كه اين بستر و عرضه و لطف زنانه است كه تمام كمبودهاى يك زن را در سخت‌ترين شرايط جبران مى‌كند. موقعيّت زن، محبوبيّت او نزد همسر است و زمينه‌ى تمام اقتدار و توان‌مندى‌هاى زن در همين قلمرو

رقم مى‌خورد.

شبهاى صميمى

خط  : بهترين زمان براى عشق‌ورزى و آرامش‌بخشى زن و مرد به هم و آميزش، شب‌هاى صميمى مى‌باشد كه صفابخش و جلازاى دل مى‌باشد و نشاط‌آفرين روز فرداست.

همبسترى

خط  : به‌صورت نوعى، درد طبيعى ازاله‌ى بكارت، گذشته از آن‌كه قابل تحمّل است، با لذّت همراه است و لذّت ازاله‌ى بكارت براى زن، كم‌تر از لذّت ازاله براى مرد نيست. اين درد، ميان زن و همسر ايجاد محبّت مى‌نمايد و به آن‌ها ادراك و احساس وحدت كامل را مى‌دهد. ازاله‌ى پرده‌ى بكارت زن توسّط همسر و يا درد زايمان در مادر با دردهاى ديگر متفاوت است و چنين دردهايى سبب قرب، وحدت و هم‌بستگى طبيعى مى‌شود و تحريك عواطف انسانى را به‌طور نوعى در در بردارد. ازاله‌ى
بكارت و تحريك و ايجاد چنين دردى كه طبيعت به جهت عفاف و بهداشت براى شروع زندگى مشترك در زن قرار داده است، عقد و اعلانى طبيعى ميان زن و همسر و اوج عشق و شوق، محبّت و مهرورزى و شور و سرمستى در شب زفاف و نقطه‌ى اوج عزّت و كمال و سرور و شادمانى براى زن و مرد مى‌باشد. اين درد چنان قرب و توجّهى را براى زن و مرد ايجاد مى‌كند كه گويى التيام دو روح و وحدت دو نفس را در بر دارد؛ چنان‌كه درد زايمان نيز چنين رابطه‌اى را ميان مادر و فرزند برقرار مى‌سازد. ازاله‌ى پرده‌ى بكارت توسط همسر، دختر را به كمال خود مى‌رساند و او را زن نموده و كمالِ زن‌شدن و زن‌بودن و مقام همسردارى و قابليّت فرزندپرورى را به او مى‌دهد.

پردهى بكارت

خط  : پرده‌ى بكارت در دختر اهمّيت خاصّى دارد و فقدانش، به فرض وجود، موجب امكان فسخ عقد مى‌گردد. در اين هنگام مرد در صورت تمايل مى‌تواند ازدواج را بدون نياز به طلاق و بى‌درنگ پس از آگاهى‌يافتن بر آن، فسخ نمايد. پرده‌ى بكارت در صورت تنقيص و تجاوز از جانب فردى، ديه‌ى شرعى دارد.

پاكى آب ملاعبه و نجاست منى

خط  : وذى و مذىِ مرد و زن و آبِ بازى آنان پاك است و خوردن آن اشكال ندارد، اما منىِ مرد در خارج از موضع طبيعى‌اش، نجس مى‌باشد و خوردن آن حرام است. اعلانِ نجاست چيزى كه غير از كثيفى عرفى و بهداشت طبّى‌ست و نوعى قذارت و آلودگى خاصّ مى‌باشد، توسط شارع مقدّس و به صورت تأسيسى بيان مى‌شود.

غسل

خط  : با بيرون آمدن منى يا آميزش زن و مرد يا پاك‌شدن زن از خون ماهيانه و پريود، غسل واجب مى‌شود. خروج منى و انزال موجب ارتعاشات نفسانى و انعكاس‌هاى مزاجى مى‌شود. همين امر، آرامش روحى و سكون آدمى را به هم مى‌ريزد و سبب ناملايمات درونى مى‌گردد كه رفع اين عوارض و تحصيل آرامش و سكون مجدّد، غسل را طلب مى‌كند؛ به‌طورى كه مى‌توان گفت: با جنابت، حقيقت روح آدمى قفل مى‌شود و غسل، كليد بازگشايى آن است؛ از اين‌رو شارع مقدّس براى رفع اين ناآرامىِ نفسى و ريزش طبيعى در جان، غسل را واجب كرده است. غسل، تطهير جسم و جان با آب همراه با نيّت و قصد قرب و وصول الاهى‌ست. تحقّق اين امر در انسان مومن، صفاى روح و شادابى روان را ايجاد مى‌كند.

خط  : آنچه در غُسل واجب است، شستن، بلكه خيس و مرطوب‌كردن ظاهر همه‌ى بدن است و غسل موهاى بلند سر واجب نيست و زن مى‌تواند موهايش را خيس و مرطوب نكند. موهاى بلند سر جزو بدن نيست، اگرچه متّصل به بدن است و همين‌كه سطح سر و پوست آن خيس شود، كافى‌ست.

 

ممنوعيت نزديكى در پريود

خط  : در دوران قاعدگى، سوزش رحم، اضطراب، بى‌حوصلگى و عصبانيت در زن پديد مى‌آيد. به مجرّد رؤيت اين خون، آميزش و دخول بر زن و مرد حرام مى‌شود و در هر حالى كه باشند، بايد به سرعت از آميزش دورى نمايند. خون در مهبل مى‌تواند زمينه‌ى ايجاد ميكروب‌ها و امراض مختلفى را فراهم سازد و عفونت رحم را در پى داشته باشد. نزديكى و عمل جنسى در اين مدّت ممكن است زمينه‌ى مناسبى براى انتقال و سرايت بيمارى‌ها و عفونت‌ها به مرد باشد و سلامت زن و مرد را به خطر اندازد. يكى از عوامل حرمت شرعى مقاربت در اين ايّام، همين امر است؛ گذشته از اين‌ها، آميزش در اين ايّام مى‌تواند باعث تورّم ديواره‌هاى رحم و افزايش خون قاعدگى گردد و جريان زياد خون قاعدگى موجب سستى، ضعف و ناتوانى هر چه بيش‌تر زن شود تا جايى كه ممكن است خون حيض او به خون استحاضه تبديل شده و از ده روز نيز تجاوز كند. آميزش در اين ايام، جرم و قابل تعقيب در دادگاه ويژه‌ى زنان مى‌باشد.

عشق و معشوق

خط  : اصل ازدواج، فراتر از آميزش و نزديكى‌ست و سكونت و آرامش، امنيت و زندگى، كاميابى و شيرين‌كامى و عشق و همت زن و چهره‌ى مطلوب و معشوق بودن او و فرزندآورى و تربيت فرزند، از ثمرات نكاح و خانواده مى‌باشد.

لذت و كاميابى معنوى

خط ( كلان ): آدمى حقيقتى‌ست كه با آن‌كه بُعدِ مادى دارد، در ماده خلاصه نمى‌شود. نشاط و سرور و شادمانى و لذت‌هاى انسان منحصر به كام‌هاى مادى و نفسانى نيست و طبيعت و نفس همان‌گونه كه ادراكى قوى و تمايلات فراوانى به اين لذّت‌ها دارد، به همين تناسب، حقايق و لذّت‌هاى عقلى و معنوى را نيز به صورت وصولى و عينى با باطنِ فعليت‌يافته‌ى خويش مى‌يابد. كسى‌كه خيرات و خوبى‌ها را منحصر در لذت‌هاى نفسانى مى‌داند و همّت و غايت خويش را تنها در گرو چنين خوشامدهايى قرار مى‌دهد، در فصل طينى و نطق حيوانى و در غريزه مانده و نسبت به كمالات معنوى و فصل نورى آدمى و سعادت ابدى ناآگاه است. افزون بر آن‌كه اگر دسته‌اى از لذايذ نفسانى دچار طغيان و آلودگى شده باشد، موجب حرمان و تباهى و شقاوت ابدى انسان مى‌گردد. همچنين ازدواج و لذت زناشويى در امور نفسانى خلاصه نمى‌شود و كاميابى زناشويى مى‌تواند معنوى، عقلانى و روحى باشد، نه فقط براى اغراض نفسانى. شهوت كه مى‌تواند آلودگى و انحراف بيابد، با رشد معنوى، صافى عشق مى‌گردد و به زن و مرد ارادت به يك‌ديگر و توان اراده براى ايثار و گذشت به هم مى‌بخشد و مى‌تواند آنان را در مسير معراج و بر شدن به عوالم معنوى و معرفتى قرار دهد.

 

ذكر خدا

خط  : ذكر حق در هر حال و حالتى به‌خصوص در معاشقه و آميزش كه لمس حق‌تعالا و ربّ يك‌ديگر است، موجب صفاى دل مى‌گردد. استفاده از اذكار معنوى مانند « يا جميل و يا جمال »، « يا طيّب و يا لطيف » و « يا محبّ و يا محبوب » در اين حال براى افراد توانمندى كه از ذكر نيرو مى‌گيرند، شايسته است. عشق عفيف، زمينه و بستر براى پيدايش عشق ربوبى‌ست. با صفا و مستىِ حاصل از كام همسر خود مى‌توان حق‌تعالا را در آغوش گرفت و بر دست و چهره‌ى او بوسه زد. هر پديده‌اى دردانه‌اى از ظهور است. آدم با حق‌تعالا ـ بر فرض وصول ـ همان كارى را مى‌كند كه با همسر خويش در زمين ناسوت دارد. غايت خود را با دانستن بدايت مى‌توان انديشيد. انسان با همه همان كار را مى‌كند كه با خدا انجام داده و با خدا همان مى‌كند كه با همه كرده است.

مشكلات دل خالى از عشق

خط ( كلان ): افرادى كه به زن به چشم كالا و مهره‌اى براى ارضاى هوس‌هاى خود نگاه مى‌كنند و زن را در نقش دكور يا دسر نسبت به مرد و داراى عنوان و سمتى نازل‌تر و جنس دوم مى‌دانند و زن را براى استثمار و كاميابى و بهره‌كشى و دلّالِ هوس‌ها و استعمار وى با سپردن شغل‌هاى ارزان و كارمندى و كارگرى و تحقيقات ابتدايى و متوسط مى‌خواهند، دلى خالى از عشق و سرى تهى از شور دارند. از آن‌جا كه ارضاى ميل جنسى در افرادى كه زن را جنس دوم و پست مى‌دانند، همراه عشق و شور و صفا نيست، آنان در مسير تمايلات منحرف جنسى، هر پَستى را مرتكب مى‌شوند و جز جوشش و ريزش شهوت و هوس در آنان نمى‌باشد. آميزش اين افراد به ارضاى طبيعى و نفسانى منجر نمى‌شود و كمبود عشق و محبت، نهادى گمشده به آنان مى‌دهد و به همين جهت، به طول‌دادن و تنوع آميزش پناه مى‌برند، اما اضطراب و مشكلات روانى و اختلالات اعصاب از آنان جدا نمى‌شود و كاميابى از غريزه‌ى جنسى در آنان به انحرافات جنسى مانند همجنس‌بازى و ذلّت و تحقير زن و مرد منجر مى‌شود. آنان به دليل نداشتن محبت در دل و مرگ قلب و احساس خود، از بارورى و فرزنددارى و تربيت فرزند به شدّت گريزان مى‌شوند و فرزند را مانع لذت‌برى‌ها و بى بندوبارى‌هاى خود در زمينه‌ى سكس و خشونت و بى‌عارى و آلودگى‌هاى ساختگى توسط غول‌هاى صنعتى و كارتل‌هاى اقتصادى مى‌دانند و فطرت و طبيعت سالم و آسايش زندگىِ خانوادگى و كاميابى و التذاذ  گوارا، معقول و معنوى از آنان رخت مى‌بندد و منجلاب احساس پوچى و بيهودگى، آنان را در خود فرو مى‌برد. برخى از اين افراد از نبود عشق و صفا گاه به صفات حيوانى خو مى‌كنند، بلكه به تناسب باطن خود، به لذت‌برى از طريق حيوان ميل دارند و بى‌شرمانه حيوان را شريك جنسى خود قرار مى‌دهند.

قوّت ميل جنسى

خط  : كسى كه ميل جنسى ندارد، داراى عقل و خردى ضعيف است. تمايلات جنسى در انسان رابطه‌ى مستقيمى با عقل و خرد دارد؛ به‌طورى كه فقدان چنين تمايلات در كسى، نشانِ ضعف و
سستى خرد اوست و فراوانى و اقتدار چنين تمايلاتى ممكن است حكايت از عقل بالاى فرد داشته باشد و توانمندى عاطفى و حبّى و اقتدار مرد در ارضاى سالم خود و همسرش را برساند. ارضاى سالم تمايلات نفسانى، قدرت انديشارى و هوش را بالا مى‌برد و ضعف حافظه را در زمان ميانسالى و بالاتر جبران مى‌كند. تمايلات جنسى و ارضاى سالم آن‌ها در چارچوب خانواده، حكايت از محبّت، عاطفه، فتوّت، سلامت و اهتمام جوان‌مردانه نسبت به همسر و فرزند دارد.

عشق و نفرت

خط  : زن مى‌تواند عشق خود را به نفرت تبديل كند و به معشوق خود كينه ورزد. عشق و محبّت زن مى‌تواند به حسّ انتقام‌گيرى تبديل شود كه در اين مرحله ممكن است هر كارى از او سر زند، ولى مرد در جهاتى از اين امور محدود بوده و توان بعضى از كارهاى زن را ندارد؛ چون حساب‌گرى مرد به آسانى مجال اين امور را به او نمى‌دهد و توان و اقتدار نوعى‌اش مانع تحقّق بعضى از اين امور مى‌شود.

البته هيچ‌يك از اين امور كليت ندارد و نوعيت آن مورد نظر است و به صورت جزيى و شخصى تخلف‌هايى دارد.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

نظرات بسته شده است.