برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش پانزدهم: عروض ذهنی وجود بر ماهیت و ادله چهارگانه آن
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش پانزدهم: عروض ذهنی وجود بر ماهیت و ادله چهارگانه آن
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش پانزدهم: عروض ذهنی وجود بر ماهیت و ادله چهارگانه آن
حکیم سبزواری قدسسره در این مقام میفرماید که وجود، عارض ماهیت است عروضاً ذهنیاً. این عروض ذهنی، عروضی است که نفس شیئیت ماهیت، مفهوم وجود را در ذهن به دنبال میآورد، نه عروض خارجی؛ زیرا عروض خارجی مستلزم تقدم وجود معروض در خارج است، حال آنکه پیش از تحقق انسان در خارج، وجود برای او مفتوح نمیگردد.
در تصور، وجود و ماهیت دو چیز جدا از هماند و در خارج متحد و یکی. پس در واقع، چهار دلیل بر عروض ذهنی وجود بر ماهیت اقامه میشود که وجود نه عین ماهیت است و نه جزء آن.
نكتة كليدي: عروض ذهنی وجود، سرآغاز تفكيك مفهومی وجود و ماهیت است؛ جایی كه ذهن، وحدت خارجی را به كثرت مفهومی تبدیل میكند.
دلیل اول: صحت سلب وجود از ماهیت
دلیل نخست، همان «صحت السلب علی الكون فقط» است که در اصول فقه نیز مشهور است. میتوان وجود را از ماهیت سلب کرد، اما ذاتیات ماهیت را نمیتوان از آن سلب نمود. «الإنسان ليس بموجود» سلبش صحیح است، اما «الإنسان ليس بإنسان» یا «الإنسان ليس بناطق» ممتنع است. پس وجود نه عین ماهیت است و نه جزء آن.
إلی یصح سلب الوجود عن الماهیه و لا یصح سلبها عن نفسها و لا سلب ذاتیاتها عنها، فلیس الوجود عیناً و لا جزءاً لها.
دلیل دوم: افتقار حمل وجود به واسطه
حمل ذاتیات بر ماهیت محتاج به واسطه نیست؛ «الإنسان ناطق» بدیهی است. اما حمل وجود محتاج به دلیل است؛ «العقل موجود» نیازمند برهان است. این افتقار به واسطه، نشانه عارض بودن وجود بر ماهیت در ذهن است.
دلیل سوم: انفکاک ماهیت از وجود در تعقل
ما ماهیت را (مانند ماهیت مثلث) در حال غفلت نوعی از وجود و عدمش تصور میکنیم. این غفلت نوعی، همان تجرید و تحلیل عقلی است. پس ماهیت در تعقل از وجود و عدم منفک میشود، و این انفکاک، دلیل عارض بودن وجود است.
غفلة نوعی یعنی آنکه ذهن، ماهیت را لا بشرط قید وجود و عدم مینگرد؛ همچون مسافری که به مقصد مینگرد بیآنکه به بودن یا نبودن راه توجه کند.
دلیل چهارم: دو شاخه (لزوم اتحاد کل الماهیات و لزوم التسلسل)
شاخه نخست: لزوم اتحاد کل الماهیات
اگر وجود عین ماهیت باشد، چون مفهوم وجود واحد است، لازم میآید همه ماهیات نیز واحد باشند؛ زیرا حمل وجود بر همه ماهیات، حمل اولی خواهد بود. اما ماهیات متعددند و این باطل است. پس وجود عین ماهیت نیست.
برخی این دلیل را تنها برای رد وحدت وجود صوفیانه دانستهاند، حال آنکه بحث ما ذهنی است نه خارجی. صوفیان شایسته نیز در مقام مفاهیم، قائل به اتحاد نیستند؛ آنان در مقام وجود حقیقی سخن میگویند، نه در مقام شیئیت ماهیات.
شاخه دوم: لزوم التسلسل اگر وجود جزء ماهیت باشد
اگر وجود جزء ماهیت باشد، ماهیت مرکب از «وجود» و «جزء دیگر» خواهد بود. جزء دیگر نیز موجود است، پس باز نیازمند وجود دیگری به عنوان جزء است، و این تسلسل محال است؛ چه در خارج و چه در ذهن، چه بر اصالت ماهیت و چه بر اصالت وجود.
این تسلسل در مرکبات خارجی و ذهنی آشکار است و در بسیط خارجی نیز، هرچند ترتیب اجزاء نباشد، جزئیت وجود ممتنع است؛ زیرا بطلان در یک مقام، کافیه للحکم بالبطلان در همه مقامات است.
تبیین شعر منظومه
والفردُ كالمطلقِ منهُ والحصصْ
زيدٌ عليها مطلقاً عَمَّ وخصْ
یعنی وجود فردی (خارجی) همچون وجود مطلق و حصه (ذهنی) است و همه این چهار قسم (وجود مطلق ذهنی، وجود حصه ذهنی، وجود فردی عام، وجود فردی خاص) زائد بر ماهیتاند.
چهار قسم وجود، همه مغایر ماهیتاند؛ تنها وجود حصه ذهنی عین وجود مطلق ذهنی است، زیرا حصه مقید همان مطلق است.
اشاعره در هر سه مقام (مطلق، حصه، فرد) قائل به غنای ماهیتاند و وجودی نمیشناسند؛ یعنی همه را عین ماهیت میدانند، که باطل است.
جمعبندی بخش
این چهار دلیل، محکمترین برهانها بر عروض ذهنی وجود بر ماهیت است. در خارج، وجود و ماهیت متحدند، اما در ذهن، وجود عارض ماهیت است؛ نه عین آن و نه جزء آن. این تفکیک، بنیان اصالت وجود در حکمت متعالیه است و مرز دقیق میان ذهن و خارج را روشن میسازد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!