برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره – بخش بیست‌ویکم: بطلان قول به تباین انواع وجودات به تمام الذاتخارج صفحه ۲۴، سطر ۱۲ منظومه

غُرَر الفرائد و نظم الاهی
بازگشت ⮌

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره – بخش بیست‌ویکم: بطلان قول به تباین انواع وجودات به تمام الذاتخارج صفحه ۲۴، سطر ۱۲ منظومه

زمان مطالعه: حدود 7 دقیقه





شرح منظومه حکیم هادی سبزواری ره | بطلان تباین انواع وجودات

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش بیست‌ویکم: بطلان قول به تباین انواع وجودات به تمام الذات
خارج صفحه ۲۴، سطر ۱۲ منظومه

در این بخش، چهار دلیل متقن مرحوم حکیم هادی سبزواری ره بر بطلان قول مشائین در تباین کامل انواع وجودات به تمام الذات، همراه با پاسخ به شبهات آنان و تبیین دقیق وجوه استدلال، به تفصیل بیان می‌شود.

مقدمه بخش

حکیم سبزواری در منظومه، پس از اثبات وحدت حقیقی وجود و تشکیک خاصّی در مراتب آن، به ابطال قول مشهور مشائین می‌پردازد که انواع وجودات را به تمام الذات متباین می‌دانند و وجود را مفهومی انتزاعی و مشترک لفظی می‌شمارند. این قول، هرچند در ظاهر با کثرت موجودات سازگار می‌نماید، اما با بداهت وحدت حقیقت وجود و نیز با اصول عقلی انتزاع مفهوم واحد از کثیر متباین، در تعارض آشکار است.

دليل اول: استحالة انتزاع واحد از کثیر متباین به تمام الذات

اگر انواع وجودات به تمام الذات متباین باشند، انتزاع «وجود واحد» از آن‌ها محال است؛ زیرا انتزاع واحد از کثیر متباین مساوی است با اتحاد واحد و کثیر به تمام الذات، و این محال عقلی است.

فرض کنید وجود واجب، وجود ممکن، وجود جوهر، وجود عرض، وجود مجرد و وجود مادی، همه به تمام ذات با یکدیگر متباین باشند. حال، مفهوم واحد «وجود» را از این کثیر متباین انتزاع می‌کنیم. این انتزاع یا به وحدت حقیقی منجر می‌شود یا به وحدت اعتباری. اگر حقیقی باشد، لازمه‌اش آن است که واحد (وجود) عين کثیر (انواع متباین) باشد، و این محال است؛ زیرا یک چیز نمی‌تواند در عین وحدت، کثیر بالذات باشد.

شبهه اول مشائین: واحد جنسی و نوعی، عين کثیر است

مشائین گویند: چه اشکالی دارد که واحد عين کثیر باشد؟ ما در منطق داریم که «انسان» واحد نوعی است، اما عين زید و عمرو و بکر است که کثیرند؛ و «حیوان» واحد جنسی است، اما عين افراد متباین از حیث فصل (ناطق، صاهل، ثاغب) است. پس واحد عين کثیر ممکن است.

جواب حکیم سبزواری با استناد به کفایة الاصول آخوند خراسانی

میان دو تعبیر دقیق تفاوت است:

  1. واحد نوعی / جنسی: خود کلی (انسان، حیوان) که ذاتاً واحد است.
  2. واحد بالنوع / بالجنس: افراد که به واسطه کلی، وحدت اعتباری می‌یابند، نه وحدت حقیقی.

زید و عمرو «واحد بالنوع» هستند، یعنی وحدتشان به واسطه «انسانیت» است، نه اینکه خودشان واحد حقیقی باشند. وحدت حقیقی تنها برای خود کلی است، نه برای افراد. خلط میان «واحد تحته الكثیر» (که صحیح است) و «واحد عينه الكثیر» (که محال است) ریشه شبهه است.

شبهه دوم مشائین: افراد کلی طبیعی عين طبیعت‌اند

در منطق گفته‌اند: افراد کلی طبیعی با طبیعت متحدند و عين هم‌اند؛ پس زید عين انسان است، نه فقط تحت انسان. بنابراین باز واحد عين کثیر شد.

جواب

اتحاد افراد با کلی طبیعی «فی الإنسانیة» است، نه اتحاد به تمام الذات و عوارض. زید و عمرو در جهت انسانیت متحدند، اما در جهت تشخص، قیام، نشستن، رنگ پوست و هزار عارضه دیگر متباین‌اند. پس اتحاد، اتحاد نوعی است نه شخصی و ذاتی.

سه دلیل دیگر مرحوم حکیم سبزواری بر بطلان کلام مشائین

۱. دلیل صدرالمتألهین: بداهت فطری استحالة انتزاع واحد از کثیر متباین
استدلال لازم نیست؛ مانند کسی که جلو آینه ایستد و ادعا کند «من چند نفرم» یا چند نفر ایستند و گویند «ما یک نفرم».

۲. قیاس به ماهیت
دو حقیقت خارجی متباین (مثل انسان و شجر) نمی‌توانند یک ماهیت داشته باشند. همچنین نمی‌توانند یک مفهوم واحد (مانند وجود واحد) داشته باشند مگر از جهت اشتراک، نه تباین کامل.

دلیل دوم مفصل: چهار شق در نحوه انتزاع وجود واحد از وجودات متباین

شما که می‌گویید از وجودات متباین به تمام الذات، «وجود واحد» را انتزاع می‌کنید، این انتزاع به کدام یک از چهار صورت زیر است؟

  1. به خصوصیت اولی (مثلاً انسان) → پس از وجود حجر و شجر نمی‌توان انتزاع کرد.
  2. به خصوصیت دومی (مثلاً حجر) → پس از وجود انسان نمی‌توان انتزاع کرد.
  3. به مجموع و جمع با وصف تباین → یا مجموع خارجی نیست (اعتباری است) یا اگر هست، باز واحد عين کثیر می‌شود.
  4. با الغای خصوصیات (فقط شیء یا هست) → این دیگر تباین کامل نیست؛ الغای خصوصیت کردید و اشتراک اعتباری پدید آوردید.

هیچ یک از چهار شق ممکن نیست → انتزاع وجود واحد از وجودات متباین به تمام الذات محال است.

نتیجه‌گیری بخش

مفهوم «وجود» واحد است و مفهوم واحد، حاکی از مصداق واحد است. پس حقیقت وجود در خارج نیز واحد است، نه متباین به تمام الذات. البته این وحدت، وحدت تشکیکی است؛ مراتب شدت و ضعف و تقدم و تأخر دارد، اما اصل حقیقت یکی است. هزار بار بگوییم «هست»، «هست»، «هست» برای زمین و آسمان و انسان و حیوان و جماد، همه یک «هست» است؛ برخی قوی‌تر و برخی ضعیف‌تر، برخی اول و برخی آخر.

حقیقت وجود، چونان دریای بی‌کران واحد است که امواج متباین‌الشکل، همگی از آب یک دریا هستند؛ تفاوت در شدت و ضعف موج است، نه در اصل آب.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)