وحدت شخصی وجود و تشکیک مراتب آنبرگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش بیست و پنجم: در بیان اقوال علما راجع به وحدت و کثرت وجود
وحدت شخصی وجود و تشکیک مراتب آنبرگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش بیست و پنجم: در بیان اقوال علما راجع به وحدت و کثرت وجود
وحدت شخصی وجود و تشکیک مراتب آن
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و پنجم: در بیان اقوال علما راجع به وحدت و کثرت وجود
تمثیل نور حسی و انتقال آن به وجود حقیقی
نور قوی و نور ضعیف، هر دو نورند، جز این نیست که یکی شدیدتر و دیگری ضعیفتر است. این شدت و ضعف گاه از ناحیه قابل است (مراتب اضافی) و گاه از ناحیه خود حقیقت نور (مراتب بسیط ذاتی).
چنانکه شعاع خورشید هنگامی مستقیم و پیوسته است و مرتبه بسیط آن را نمایان میکند، و گاه از پشت شیشه یا دیوار یا حجابهای متعدد دیده میشود و حرارتش حس میگردد اما خود نور مستقیم دیده نمیشود؛ این تفاوت از قابل است، نه از خود نور. اما گاه تفاوت در خود حقیقت نور است؛ ذرهای از نور خورشید به ذات خود شدیدتر از ذرهای دیگر است.
در هر دو حالت، آنچه هست نور است و بس. سایه نیز نور ضعیف است، نه ظلمت مثبت. ظلمت، عدم نور است، نه موجودی در کنار نور. همین قاعده در وجود جاری است: وجود واجب، وجود عقول، وجود نفوس، وجود انسان، وجود حیوان، وجود جماد؛ همه وجودند و جز وجود چیزی نیست. تفاوت مراتب، گاه از قابل (ماهیات) و گاه از خود حقیقت وجود است.
بطلان ترکیب شدت و ضعف در حقیقت وجود
شدت و ضعف، امر عدمی و نسبی است، نه موجودی مثبت که با وجود ترکیب شود. نور ضعیف، مرتبه نازله نور است، نه «نور + ظلمت». همینگونه حرکت بطئی، «حرکت + سکون» نیست، بلکه خروج ضعیف از مکان است. حرکت شدید، خروج قوی از مکان است. اصل حقیقت حرکت یکی است.
تقدم و تأخر نیز مقوّم وجود نیست و عارض بر آن نمیشود؛ زیرا اگر مقوّم باشد، وجود مرکب میگردد و اگر عارض باشد، انقلاب ذاتی لازم آید که محال است. پس تقدم و تأخر، انتزاعی و اعتباری است، نه حقیقی و وجودی.
نقد قول مشائین: تباین تام حقایق وجودی
مشائین گفتند: وجودات متعددند و به تمام ذات متبایناند؛ نه اشتراک جنسی دارند، نه نوعی، نه عرضی، نه تشخصی. تنها در مفهوم کلی «وجود» اشتراک لفظی یا مفهومی دارند.
دلایل چهارگانه بطلان مذهب مشائین
دلیل اول: محال بودن انتزاع مفهوم واحد از متباینات تام
اگر وجودات به تمام ذات متباین باشند، انتزاع یک مفهوم واحد (وجود) از آنها محال است؛ زیرا لازم میآید واحد عين کثیر باشد. مانند این است که یک نفر در برابر چندین آینه بایستد و ادعا کند چند نفر است، یا چندین نفر در برابر یک آینه بایستند و ادعا کنند یک نفرند. این از محالات فطری است.
دلیل دوم: چهار شق محال در انتزاع واحد از متباینات
- اگر خصوصیت یکی را در صدق مفهوم معتبر بدانیم، بر دیگری صدق نمیکند.
- اگر خصوصیت دیگری را معتبر بدانیم، بر اولی صدق نمیکند.
- اگر مجموع را معتبر بدانیم، واحد عین کثیر میشود.
- اگر خصوصیت مشترک را معتبر بدانیم (مانند شىء)، دیگر کثیر نیست، بلکه قدر مشترک واحد است.
دلیل سوم: دو حقیقت متباین نمیتوانند یک ماهیت داشته باشند
چنانکه نمیتوان گفت انسان و حجر یک ماهیت دارند، نمیتوان گفت دو حقیقت متباین خارجی یک مفهوم حقیقی (نه اعتباری) دارند. تفاوت ماهیت و حقیقت تنها به اعتبار ظرف ذهن و خارج است، نه بیشتر.
دلیل چهارم: از کلام صدرالمتألهین قدسسره
«عدم جواز انتزاع مفهوم واحد از حقایق متخالفه من حیث التخالف» از فطریات است. این حکم را صدرالمتألهین در اسفار و مبدأ و معاد و دیگر آثار خود از بدیهیات شمرده است.
جمعبندی نهایی
وجود، حقیقتی واحد و شخصی است که مراتب شدت و ضعف دارد. همه ممکنات، مظاهر و مراتب نازله همان وجود واحدند. کثرت در وجود، کثرت عددی یا ماهوی نیست، بلکه کثرت تشکیکی است که وحدت را تأیید میکند. هر مرتبه، به نفس ذات خود، همان وجود است و جز وجود چیزی نیست. این است راز توحید حقیقی که از وحدت شخصی وجود برمیخیزد و همه شئون عالم را در بر میگیرد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!