تنزیه و تشبیه در ساحت وحدت قدسی
تنزیه و تشبیه در ساحت وحدت قدسی
## تنزیه و تشبیه در ساحت وحدت قدسی
تنزیه مطلق، در صورتی که بدون التفات به تشبیه لحاظ شود، به انکار بخشی از شرایع الهی میانجامد؛ زیرا کلام الهی همواره هر دو ساحت را با یکدیگر بیان داشته است. آیه $\text{هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}$ که چنین تبیین میشود «شنوایی و بینایی، از شؤون تجلی حق در مقام اسمائیاند»، بهروشنی صفاتی را بر میشمارد که در چارچوب تشبیه معنا مییابند. تخصیص نظر به تنزیه صرف، سبب میشود آیاتی که ناظر بر ظهورات و تعینات کمالیاند نادیده انگاشته شوند، و این خود ضربی از عدم رعایت ادب در برابر مقام حق و رسولان محسوب میگردد. آیه $\text{لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}$ که در این خوانش اینگونه دریافت میشود که «هیچچیز مشابه ذات او نیست و او در عین تنزیه ذاتی، به شنوایی و بینایی متجلی است»، جمع میان تنزیه و تشبیه را بهگونهای فشرده در خود دارد. کسانی که از سرِ نادانی تنها به تنزیه بسنده میکنند و کسانی که با آگاهی از این جمع همچنان تشبیه را نادیده میگیرند، هر دو در تعطیل بخشی از تجلیات الهی مشارکت میورزند؛ با این تفاوت که دسته نخست را میتوان به جهل بسیط منسوب کرد، و دسته دوم را باید بر مبنای همان آگاهی، مسئول این تعطیل دانست.
آنان که در طریق تنزیه صرف حرکت میکنند و خود را به مقام معرفت رسیده میپندارند، در حقیقت گرفتار جهل مرکباند؛ زیرا میان تعینات کمالی حق و مقام تنزیه ذاتی او تفکیک قائل نمیشوند و بدینسان از جامعیت وحدت قدسی محروم میمانند. مقام توحید، ظرفی است که تنزیه و تشبیه را در ذات خود جمع دارد؛ تنزیه ناظر بر تعالی ذات از مشابهت با کثرت ظهوریه است، و تشبیه ناظر بر ظهور شؤون کمالی چون حیات، قیومیت، سمع و بصر. انکار هر یک از این دو ساحت، به نقصان در فهم وحدت قدسی میانجامد.
## نقد یکجانبهنگری و لزوم انصاف در مواجهه با آرا
معرفی فلاسفه یا مقلدان ایشان بهعنوان گروهی خارج از دایره ایمان به شرایع، رویکردی است که با روح تحلیل عرفان نظری سازگاری ندارد؛ چه آنکه اصل «به آنچه گفته شده بنگر، نه به گوینده» اقتضا میکند به جای طرد کامل یک جریان فکری، به گزینش دقیق آرای معتبر آن پرداخته شود. جدالهای تاریخی میان جریانهای فکری گوناگون، از جمله میان متکلمان و فلاسفه، غالباً از جامعیت حقیقت فاصله گرفته و به تعصبات جناحی انجامیده است. تأمل در محتوای سخنان، فارغ از هویت گوینده، رویکردی است که از قشریگری و جدالهای عقیم جلوگیری میکند و طالب معرفت را به فهمی متوازنتر از حقیقت رهنمون میسازد.
صدرالمتألهین با گردآوری آرای متکلمان، فلاسفه و عارفان، نظامی فکری پدید آورد که از تعصب فرقهای دور مانده است؛ در اسفار اربعه، انتخاب دقیق آرای مشائی، اشراقی و عرفانی بهگونهای صورت گرفته که جامعیت حقیقت بر قشریگری غالب آمده است. این رویکرد با اقتضای تحلیل عرفان نظری همسو است که بهجای طرد کامل یک مشرب فکری، به استخراج بهترین وجوه آن میپردازد.
## تجلیات الهی در کلام و شرایع
کلام الهی، از موضع مظهریت تجلی حق، هر مخاطبی را به قدر ظرفیت وجودیاش بهرهمند میسازد. آیه $\text{أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا}$ که چنین تبیین میشود «فیض تجلی از مقام اطلاق نازل میگردد و هر ظرف وجودی به اندازه استعداد خویش از آن بهره میگیرد»، این اصل را بهروشنی بیان میدارد؛ همچنانکه هر ظرف وجودی به قدر گنجایش خود از فیض نازل بهره میبرد.
نخستین برداشتی که در مواجهه با کلام الهی حاصل میشود، که از آن با عنوان تبادر یاد میشود، ناظر بر حقیقت اولیه آن کلام است. این دریافت نخستین، که برای عموم مخاطبان قابل حصول است، با مفهوم خاصی که از طریق آن، به موحدان و محققانِ رسیده به مقام توحید اختصاص مییابد، تمایز دارد؛ به این ترتیب که مفهوم عام در دسترس همگان است، در حالی که ادراک مراتب باطنیتر کلام، به کسانی اختصاص دارد که به مقام تنزیه و توحید نایل آمدهاند.
تجلیات کلام الهی، محدود به قرآن کریم نیست و در تمامی شرایع و مأثورات جاری است؛ این تجلیات بسته به ظرف وجودی هر مخاطب متفاوتاند. در روایتی از امام صادق علیهالسلام آمده است: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَتَجَلَّی لِعِبَادِهِ فِی کَلَامِهِ وَلَکِنَّهُمْ لَا یُبْصِرُونَ»؛ که در پرتو ترمینولوژی عرفان نظری چنین تبیین میشود که حق تعالی در ظرف کلام خویش برای بندگان متجلی میگردد، لیکن ادراک این تجلی، به مقتضای مراتب استعداد وجودی هر شخص، متفاوت است و بسیاری از آن غافل میمانند. برداشت انسان از کلام الهی، فعلی صرفاً ذهنی نیست، بلکه ظهور تجلی حق در ظرف وجودی اوست؛ از اینرو یک آیه واحد، در مراتب گوناگون احوال وجودی انسان، معانی متعدد و متجددی را آشکار میسازد، چرا که تجلیات الهی در کلام، غیرمتناهی و مقتضی تجدد دائمیاند.
## جمعبندی
تحلیل فص نوحیة، با محوریت تنزیه و تشبیه، دریچهای به فهم جامعیت وحدت قدسی و تجلیات آن در کلام و شرایع میگشاید. نقد تنزیه مطلق و تأکید بر ضرورت جمع میان تنزیه و تشبیه، اقتضای ادب در برابر مقام حق را روشن میسازد. نقد یکجانبهنگری نسبت به جریانهای فکری گوناگون و تأکید بر انصاف در مواجهه با آرا، از دیگر ابعاد این تحلیل است که در رویکرد صدرالمتألهین بهروشنی متبلور شده است. تجلیات کلام الهی، که به مقتضای ظرفیت وجودی هر فرد متفاوت است، حقیقتی است که با استناد به آیات قرآنی و مأثورات، جایگاه خود را در نظام عرفان نظری بازمییابد.
― متن به پایان رسید.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!